خودافشایی های امیر

روان کاوی فرهنگ عامه(5). جمع بندی

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 12 دی 1392-08:45 ب.ظ

دیروز این کتاب رو تموم کردم. این مطلب رو به عنوان جمع بندی در این کتاب می نویسم. به عبارتی میشه گفت: اشاره ای به چیزهایی که از نظر من میشه یاد گرفت.

پنج بخش اصلی کتاب شامل پژوهش روان کاوانه در فوتبال، طبیعت (شامل محیط زیست و ناسیونالیسم)، اتومبیل، مصرف گرایی (مثلاً گرایش به کالاهای نو) و موسیقی پاپه.

نویسنده با توجه به تخصصش تلاش کرده که دلالت های روان کاوانه این چیزها رو دربیاره. مثلاً بین فوتبال و رفتار جنسی شباهت هایی میبینه که باعث تمایل مردم به مشاهده ی این ورزش میشه.

سال چهارم کارشناسی، یه استاد خوردگی داشتیم که تمام هستی رو با خوردگی توضیح میداد. گویی که در ابتدا شی بود، شی خورده شد، هستی بوجود اومد. (خوردگی یه چیزیه تو مایه های زنگ زدن آهن). این استاد اونقدر از خودراضی بود که میگن یکبار در اعتراض به عدم نزاکت بچه ها سر کلاس گفته بود: چرا ارزش علم رو نمی دونید؟ آدم های بزرگی برای علم زحمت کشیدن. نیوتن ها، انیشتین ها، فرزام ها... . کمی کمتر از این سطح از خودرضایتی رو ممکنه خیلیا (از جمله خودم) داشته باشن ولی ابرازش نکنن.

در هر صورت، این محدود بودن نظم کائنات در مسائل خوردگی، از فرزام برمی اومد. به همین ترتیب، بری ریچاردز رو باید نوع روان کاوانه ی این نوع نگرش دونست. چه اینکه این نگرش فواید زیادی هم داره. بطور کلی، پیشرفت در هر زمینه ای (از جمله علوم مختلف) مدیون افرادیه که برای فهم تمام واقعیت بر اساس تخصص خودشون عمل کردن. این روش فواید زیادی داره ولی برای مخاطب عمومی تر همراه با ملاحظاتیه. ملاحظاتی که اگر توسط مؤلف رعایت بشه، مانع کارش میشه. ما دانش خودمون رو مدیون این آدم های تک بعدی تر هستیم. هر چند دانش ما محدود به کار هر کدوم از اونها نمیشه.

در هر حال این کتاب برای فهم رفتار انسان بسیار مفیده. با این کتاب میشه با نگرشی آشنا شد که معمولی ترین رفتارهای اجتماعی انسان رو هم تبیین میکنه. هر چند اگر طبق همین روش عمل کنیم، تلاش های روان کاوی رو هم باید روان کاوی کنیم و اونا رو حاصل عوامل روانی بدونیم. همونطوری که روان کاوها، فاعلیت انسان رو ابطال میکنن، ما هم می تونیم فاعلت روان کاوها رو (به عنوان انسان ها) ابطال کنیم. این یک تسلسل بی پایانه. به نظرم، راه دوری از این تسلسل، پذیرش نسبی و منتقدانه ی نظرات روان کاوانست.

در اینجا یک ملاحظه ی شخصی رو هم باید عنوان کنم. اینکه روان کاوی پر از گزاره های متناقضه. تئوری روان کاوی، معلول ها مختلف رو نتیجه ی علتی یکسان و معلول های یکسانی رو، نتیجه ی علت های مختلف میدنه. هیچ آزمایشی، این تئوری رو ابطال نمی کنه و هر آزمایشی اون رو باطل میکنه. این خصلت تئوری های متناقضه. در هر حال، من مدتهاست که از روان کاوی هم فاصله گرفتم و صرفاً از گزاره های اون برای مشاهده ی دقیق تر پدیده ها استفاده میکنم. بصیرت روان کاوانه مفیده ولی بخش کوچکی از راه دستیابی به حقیقته. این رو خیلی از خود روان کاوها هم میدونم و خیلیا (مثل فروید) مخالفن. و چه بهتر که مخالف باشن تا خدمت خودشون رو به حقیقت بکنن.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روان کاوی فرهنگ عامه(4). موسیقی پاپ

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:چهارشنبه 11 دی 1392-01:03 ق.ظ

در این فصل از کتاب، در مورد مضامین ترانه هایی که در آهنگ های پاپ اجرا میشن می خونیم.

نویسنده در این بخش، شرح میده که غم انگیزی آهنگ های پاپ، ریشه در جدایی تدریجی (در خارج آنی تر) جوانان از خونوادهاشون و همیچنین ریشه در جدایی دوران کودکی از والدینشونه.

جالبه که حجم زیادی از پست هایی که در فیسبوک، در مورد آهنگ های پاپ و در نقدشون منتشر میشه، خواننده های این ترانه ها رو آدمایی معرفی میکنن که از ننه باباشون قهر کردن. گویی مخاطب غیر متخصص هم چنین مفهومی رو در  این ترانه ها تشخیص میده.  



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روان کاوی فرهنگ عامه(3). کالاهای مسرت بخش. جا. هدا

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:دوشنبه 9 دی 1392-03:28 ب.ظ

خونه، اتومبیل و خیلی دیگه از کالاهایی که می خریم،  برامون دلالت جا داره. یک خواهر دارم (هدا) که عاشق انواع مختلف "جا"ست. بزرگترین عقده ی دوران کودکیش، نداشتن جامدادیه. عاشق انواع کیفه. همه جور کیفی رو در ابعاد مختلف جمع میکنه. صندوقچه های مختلفی هم داره. از خاتم کاری بگیر تا فلزی و چوبی و نقش دار و کلاً هر چیزی که بتونی فکرشو بکنی. کمد خیلی دوست داره. ابعاد مختلف کمد با طبقه بندی های مختلف. دوست داره که داخل کمدش به قسمت ها (جاها)ی مختلف تقسیم شده باشه. ساک، چمدون و... رو هم می خواد. علاوه بر اینها، از جاپنیری و جاشکری و کلاً جاهای دیگه ی آشپزخونه هم خوشش میاد. جاهای پلاستیکی. با همدیگه می خونیم: که با این جا، اگر در بند جا مانند، جامانند.

کوچیک که بودیم هم یادمه که چقدر از بستی توپکی خوشمون میومد. هدا بیشتر. بستنی های توپکی وقتی تموم میشدن، میشد جا بشن. ما باهاشون بازی می کردیم ولی هدا اونا رو به کلکسیون جاهای نگهداری شده اضافه میکرد.

واقعیت اینه که هدا جای چیزها رو از خودشون بیشتر دوست داره. جای بستنی رو بیشتر از خود بستنی میخواد. اصلاً بستنی رو برا جاش میخره. خریدای جایی دیگه ای هم داره. کلاً هست که تو جا باشه.

این تمایل به جا، خیلی عجیب نیست. همه ی ما در حدی از جاها خوشمون میاد. شاید جا نمادی از زهدان مادر باشه (فروید). ولی این حرف بیشتر از مادردوستی فروید براومده. به هر حال ما همگی جادوستیم. فحش های مرتبط با جا هم کم نیست. اما جادوستی هدا بیمارگونست.

در بخش "کالاهای..." از کتاب روان کاوی فرهنگ عامه، از کارشناسان فروشی اطلاع پیدا میکنیم که با شناخت فرافکنی های انسان بر کالاهای مختلف، فروش رو بالا میبرن. سخن یک مشاور فروش نقل میشه که میگه اشیا روح دارن.

الان دارم با هدا صحبت میکنم تا این تمایلش به جا رو مدیریت کنه. اگر آدم عاشق جا باشه و همه چیز رو جا ببینه، میتونه به جاهای ضروری بسنده کنه.



نوع مطلب : افکار من  اطرافیان من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روان کاوی فرهنگ عامه(2). اتومبیل

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 8 دی 1392-12:09 ق.ظ

سال پیش حسین پاینده مترجم این کتاب- در یکی از جلسات کلاسمون حاضر شد و صحبت هایی در مورد این بخش از کتاب کرد.

یادمه که در اونجا، پاینده بر وجه ذهنیت جنسی اتومبیل تاکید می کرد. علاوه بر این، پاینده صرفاً دلالت زن گونه ی اتومبیل رو عنوان می کرد. از تعابیر عروس، مامان و... که اختصاص به زنان دارن استفاده می کرد تا اثبات کنه که اتومبیل برای ما دلالت اروتیک زنانه داره. وقتی که ازش پرسیدم که بین علاقه ی افراد به ماشین های شاسی بلند و یا ماشین های دیگه و انتخاب های جنسیشون رابطه ای هست، گفت که به علت عدم تفکیک جنسیتی نمیتونه در این مورد حرفی بزنه. مساله اینه که من با این سوال می خواستم فرضیه رو ابطال کنم.

بعدها به استادی که پاینده در کلاسش حاضر شده و برامون حرف زده بود، گفتم که به نظرم ماشین ها بیشتر مردن تا زن. من از مرسدس بنز خوشم میاد چون فکر میکنم نمودی از من ایدئاله. منی که شبیه بنز باشه، یک مرد متشخص، با وقار، با هیبت، دارای تناسب اندام (نه زیاد گنده و نه خیلی جمع و جور) و خصوصیاتی دیگه است. من بنز رو مهندس می بینم.

استاد (حسینی) در جواب من برگشت و گفت نخیر. این درست نیست. حرف پاینده درسته. تلقی تو از اتومبیل یک انحرافه. حالا خوب شد که انحراف شخصیتی در من تعبیر نشد. کتاب روان کاوی فرهنگ عامه رو تقریباً همه ی بچه های کلاس خریده بودن و یک هفته گذشته بود. اما پاسخ سوالات من رو هیچکسی نمی داد. در اون زمان، مطالعه ی کتاب نیاز به زمانی داشت که نمی دونم چرا ولی نداشتم. ضمن اینکه همیشه از تلنبار شدن کتاب های نخونده ترسیدم (اون زمان پیش زانیار بودم که کلی کتاب بدردبخور داشت که ازش امانت میگرفتم)، و برای همین هم این کتاب رو نخریدم حتی. بعدها این کتاب رو در نمایشگاه کتاب تهران گرفتم و حالا نوبت مطالعش شده.

جالبه که سوال من در این کتاب وجود داره. البته سوال من در این کتاب سوال نیست بلکه بحث اصلیه. اصولاً نظریه ی اصلی این کتاب، حول دلالت خود آرمانی ه. البته دلالت های دیگه هم هست ولی تا این لحظه اثری از فرضیه ی مطرح شده توسط پاینده نیست. اگر یکی از بچه ها، این کتاب رو بعد از خریدن، روی بقیه ی کتاباش ننداخته بود، این آگاهی خیلی زودتر بهم می رسید. عجیب اینکه خود پاینده اینقدر مطلق اندیشانه رفت و صرفاً به یک دلالت (که مشاهدات متضاد- مثلاً مرتبط با اونچه در مورد ابعاد اتومبیل گفتم- زیاد داره) اکتفا کرد. اون هم دلالتی که بسختی میشه اثری از اون در تحقیقی پیدا کرد.

البته شاید علت این تاکید صرف بر این دلالت رو بشه در میل به جذابیت سخن جستجو کرد. خود آرمانی، ساده ترین برداشتیه که میشه از اتومبیل کرد. دلالت رحم مادر هم دلالت ساده ایه. فروید خونه رو هم دارای این دلالت می دونست و حالا اتومبیل که دیگه بماند (به حرکت پذیری ماشین ها و سکون خونه ها دقت بشه). اما این دلالت ها به ذهن نزدیکن. برای این دلالت ها کسی سرش رو تکون نمیده و حیرت زده نمیشه. برای همین هم حاضرین با احساس اینکه چیز بزرگی رو فهمیدن، جلسه رو ترک نمیکنن.

شاید در بخش بعدی، یک معرفی عمومی تر از این کتاب بدم.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روان کاوی فرهنگ عامه (ادامه ی فرهاد قناعت)

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 6 دی 1392-01:37 ب.ظ

در مورد پست دیشب. در فصل بعدی کتاب، توضیحاتی در مورد نقدی که به فرضیه "روان کاوان فعالان محیط زیست" مطرح شد، پاسخ داده شده است. منظور آوردن گزاره های مشاهده پذیره و نه اینکه آوردن گزاره های مشاهده شده.

باور عام چنین فرضیه ای رو قبل از تعداد کافی از نمونه های مشاهده شده نمی پذیرد. یعنی گزاره شدت کمتر مساله ی اختگی باعث رشد افراد فعال در جهت حفظ محیط زیست می شود از نظر باور عام، قابل پذیرش تره تا گزاره ی شدت بیشتر مساله ی اختگی باعث رشد افراد فعال در جهت حفظ محیط زیست می شود. به همین دلیل، وجود مشاهدات به اندازه کافی زیاد برای اثبات ادعای کتاب ضروریه.

اما در مورد گرایش به ناسیونالیسم افراطی آسیب پذیرانه، تحقیقات وسیعی صورت گرفته و مشاهدات زیادی موجود است و باور عام هم این گزاره رو حمایت میکنه.

یک علت دیگه ی این تفاوت در این دو زمینه، شدت خطره. خطری که محیط زیست رو تهدید میکنه، اون اندازه نزدیکه که نیازی به نوع خاصی از انسان نداشته باشه.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات