خودافشایی های امیر

نتایج دکترا (اصفهان)

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 31 تیر 1395-06:57 ب.ظ

بالاخره دکترا قبول شدم. دانشگاه اصفهان. بعد از سه سال مصاحبه دادن در دانشگاه تهران، امسال برای اولین بار به یه دانشگاه دیگه هم رفتم و قبولی کار چندان سختی نبود. اگه همون سال اول دانشگاه دیگه ای رو امتحان می کردم، الان داشتم روی تزم کار می کردم.

امسال هم اگر به همین دو جا قانع نمی شدم و چند جای دیگه هم می رفتم، الان شاید انتخاب دیگه ای هم داشتم. مرخصیام کم بود و الان کم مونده ازشون. البته دانشگاه اصفهان هم خوبه و فاصلش هم عالیه.

یه مقدار شک دارم که برم و این شک هم علت دیگه ای داره.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این روزها

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:چهارشنبه 12 خرداد 1395-03:21 ب.ظ

امسال برای اولین بار، به دو مصاحبه برای قبولی نهایی در آزمون دکترا رفتم. اتفاقا طوری انتخاب کردم که قبولیم صددرصد باشه. یعنی یک دانشگاه تاپ (تهران) و یک دانشگاه متوسط تر (اصفهان) رو انتخاب کردم. اصفهان این مزیت رو داره که خیلی نزدیک تره و خستگی رفت و آمد کمتر اتفاق میفته.

هیئت رئیسه مجلس هم تعیین شد و ترکیب به نفع اصلاح طلبا شکل گرفت. لاریجانی به عنوان شخصیت جامع الطرفین و عنوان کسی که تو این سال ها خیلی گردش به چپ داشته، رئیس شد و اصلاح طلبا با وجود اینکه خیلیاشون چنین چیزی رو نمی خواستن، برنده اصلی ریاست لاریجانی هستن. بعد از ریاست، نائب رئیسی مهمترین سمت در مجلسه که هر دو نائب رئیس انتخاب شده بهترین انتخاب های ممکن برای اصلاح طلبا هستن. بقیه هیئت رئیسه با وجود اینکه اهمیت چندانی ندارن، ولی ترکیبی به ضرر اصلاح طلبا ندارن. اهمیت ترکیب مجلس بیشتر در دوره های دوم ریاست جمهوریه که میتونه به فضایی برای معرفی رئیس جمهور آینده تبدیل بشه.

تو این وضعیت، ممکنه بشه به این فکر کرد که روحانی رئیس جمهور یک دوره ای بشه. انتخابات مجلس نشون داد که چنین اتفاقی فقط در یک صورت رخ میده. رای نیاوردن اصولگراها و شکست مفتضحانه ای که از افراد شناخته نشده ی طرفدار روحانی خوردن، ممکنه سرعقلشون بیاره که شخصیت های محبوبی رو برای رای آوردن ندارن. بازگشت به احمدی نژاد. البته من حاضرم مبلغ زیادی رو بر روی پیروزی دوباره روحانی شرط ببندم. حضور احمدی نژاد اسمشو تقریبا برای همیشه از سیاست ایران حذف میکنه. به نظرم این شخصیت تحت هیچ شرایطی نصف به علاوه یکه آرا مردم رو نداره. اگر عقلانیت به خرج بده و بازگشتشو 4 سال به تعویق بندازه، تازه تبدیل به هاشمی 84 میشه. در دوره های 8 ساله، کاندیداها زیاد میشن و مهم رسیدن به دور دومه. رقیب احمدی نژاد در دوم برنده رقابته. چنین فضایی امکان رادیکالیسم رو افزایش میده. به خاطر اینکه در چنین شرایطی، رئیس جمهور شدن نیاز به 5 میلیون رای داره و تندروها (از هر دو طرف) کار سختی برای رسیدن به چنین رایی ندارن. همه این اتفاقات ممکنه طبق یک روال عقلانی رخ بده و هر جا یک رفتار غیرعاقلانه رخ بده، این روند یه وقفه ای میکنه و باز هم موتورش روشن میشه. مثلا عارف کاندید ریاست مجلس شد و در گرایش اکثریت مجلس به چپ وقفه ایجاد کرد، اما این وقفه چندان طول نمیکشه.



نوع مطلب : افکار من  زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نتیایج اولیه دکترا 95

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 26 فروردین 1395-05:41 ب.ظ

نتایج اولیه دکترا اومد. این دفعه رتبم 5 شد. دیگه از این بهتر نمیشد نتیجه گرفت. شاید درصد پاسخگوییم به سوالات استعداد تحصیلی در کل رشته ها اول باشه. 34/63 درصد کمی نیست. اگه اول استعداد کشور نباشم، جزو 10 تای اول حتما هستم.

امسال اما تصمیم مشخصی درباره ی میزان تاثیر رتبه ی آزمون در پذیرش نهایی گرفته نشده. سازمان سنجش همه چیز رو به دانشگاها واگذار کرده ولی بعیده که دانشگاها اهمیتی به این نمره ندن. امسال دو تا مقاله ی همایش هم دارم و امیدم به همین هاست. ترجمه در نیومد و این هم از معضلاته.

دانشگاه شیراز هم ظریفتی اعلام کرد ولی تو اصلاحیه بود و با توجه به عدم دسترسیم به اینترنت نتونستم اونجا رو انتخاب کنم که خیلی حیف شد. انتخابام دوتا دانشگاه تهران، یه تربیت مدرس، یه علامه، یه اصفهان و یه یاسوج. امسال اگه خدا بخواد می خوام همه مصاحبه ها رو برم.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وضعیت

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 23 اسفند 1394-05:08 ب.ظ

با مسئولیتی که دارم می پذیرم شاید دیگه نتونم هیچ مشارکتی در سیاست داشته باشم. شاید دیگه نتونم هیچ تحلیل سیاسی داشته باشم. البته این مورد دوم بعیده. چه اینکه انسان بدون تحلیل وجود خارجی نداره از طرف دیگه طبق هیچ سندی نویسنده ی این وبلاگ نیستم.

الان مهم ترین خواسته ی من موافقت با درخواست انتقالیم به اهوازه و بزرگترین هدفم قبولی نهایی در آزمون دکترا است. آرزویی که هر سال تا مرزش می رسم و تو دقیقه ی نود می بازم. نمی دونم چه اراده ای در مقابل پذیرشم ایستاده، ولی وضعیتم شده مثل یکی از نقش های فیلم رستگاری در شاوشنگ. همون نقشی که مورگان فریمن نقشش رو بازی می کرد (رِد) و هر سال تو یک اتاق می نشست تا با درخواست عفو مشروطش موافقت کنن. مصاحبه ی دکترا هم برای من به چنین چیزی تبدیل شده. "یادت باشه رد، امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترین چیزها، و چیزهای خوب هیچ وقت نمی میرن!"



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کار و درس

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 7 شهریور 1393-03:35 ب.ظ

همه چیز در دقیقه ی نود عوض شد. تا دو هفته ی پیش فکر می کردم که حتماً دکترا قبول میشم. بعد که قبول نشدم، امیدم به ارشد بود. شبی که قرار بود نتایج ارشد بیاد، از شرکتی باهام تماس گرفتن و مدارکم رو برای بررسی جهت اشتغال خواستن. با این اوصاف باید فکر می کردم که اگر ارشد قبول شم چکار کنم.

برای ارشد چند جا شبانه و یکجا مجازی زده بودم. همین مجازی رو قبول شدم. دانشگاه تربیت مدرس. مدرکش که معتبره. دست کم مثلاً از شبانه ی بوشهر بهتره. برای امتحانات باید تهران باشم. در اصل هم میتونه با کارم همخوانی داشته باشه و هم درسی خوندم. اگر دو سال دیگه بدنبال ارتقا یا گرفتن کار بهتری باشم، تو رزومم فوق لیسانس دانشگاه تربیت مدرس رو هم دارم.

رتبه ی یک آزمون دکترای دو سال دیگه مال خودمه. می خوام ببینم با یک هم می تونن ردم کنن. البته اون موقع نه ارشدی هست و نه محدودیت دیگه ای و برای همین هم حتماً به یک مصاحبه بسنده نمی کنم.

فقط امیدم به کاره. الان باید کارم درست بشه. اگر کارم درست نشه، همه ی این داستان ها تا حد زیادی روی هوا میره. اینکه میگم تا حدی به خاطر اینه که اگر اون کار هم درست نشه، کار دیگه ای هست که با حقوق خیلی کمترش از عهده ی هزینه ی خودم و دانشگاه برمیام. در هر حال من در مهرماه سال 95 فوقم رو دارم و دوره ی دکتری رو شروع می کنم. اما موفق بودن تو اون نقطه به اینجا ربط داره.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نتایج دکترا 3

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 26 مرداد 1393-11:27 ب.ظ

امروز نتایج نهایی دکترای امسال هم منتشر شد. بهت انگیز. آره، قبول نشدم.

پارسال یه عده می‌گفتن علت عدم قبولیم، شرکت در صرفاً یک مصاحبه بوده. امسال هم در همون یک مصاحبه شرکت کردم، ولی قطعاً این هیچ تاثیری در عدم قبولیم نداشته. من و دوتا از دوستام قبول نشدیم و اون دو نفر تا دلتون بخواد مصاحبه رفتن.

یاسر با رتبه ی 28 و دو ترجمه(که امتیاز چشمگیری در رزومه محسوب میشه) به تمام مصاحبه های ممکن رفت. رتبه خوب و رزومه هم خوب. رابطه ی عالی با اساتید.

رضا با رتبه 100 و خرده ای. رتبش خوب نبود و رزومه هم اصلاً نداشت. با این وجود، رضا سه تا مصاحبه ی شبانه رفت. شبانه ی دکتراً عملاً خرحمالیه. چهل پنجاه میلیون تومن برای یک دکترای علوم انسانی هزینه میشه. خرجش اونقدر بالاست که به نظرم آدم باید بخشی از توانایی مغزش رو از دست داده باشه که شبانه رو انتخاب کنه. ممکن هم هست که پولش واقعاً زیادی کرده باشه.

یاسر و رضا قبول نشدن. هر سه ما تایید رو از اساتید مصاحبه کننده گرفته بودیم و قبولیمون قطعی بود. ولی نه. این اتفاق نیفتاد و من درگیر اینم که چرا؟ از هر راهی موضوع رو بررسی می کنم، ما نفرات اول هر کدوم از انتخابهامون باید باشیم.

مساله ی ندونستن از شکست هم بدتره. لااقل آدم بدونه از کجا خورده. ما از کجا خوردیم؟ تمام گزینه ها نامحتملن. اگر جایی در نمرات افراد دستکاری بشه، اینقدر فاحش نیست. نمیشه این درصد بالا!

حالا سی‌ام قراره کارنامه ها بیان. تو کارنامه ی کامل و باجزئیات، باید بدنبال دلیل عدم قبولی باشیم. من نسبت به تماس تلفنی با استاد در هر زمانی قبل از اومدن کارنامه ها مرددم. مهمه که بدونم چرا.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بلاتکلیفی

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 12 اردیبهشت 1393-01:11 ب.ظ

تو یه وضعیت فوق العاده پیچیده ای قرار گرفتم. از نظر انتخاب کردن. من انتخاب خودم رو برای وضعیت های مختلف کردم ولی نمی تونم برای وضعیتی که دلم میخواد انتخاب کنم.

برای اینکه قضیه رو متوجه بشید، یه مقدمه لازمه. من در مقطع کارشناسی، مهندسی نفت خوندم. برای ارشد ادامه ندادم و دنبال علاقم رفتم. اینکه چرا، مساله ی پیچیده ایه. ولی بهرحال در اون مقطع زمانی، تمایلی به گرفتن فوق لیسانس مهندسی نداشتم. علاقه ی زیادی هم به ورود و کسب دانش در زمینه ی علوم انسانی داشتم و دارم.

با این اوصاف، تو کنکور ارشد علوم سیاسی شرکت کردم. میزان مطالعم کم بود. این باعث میشد که قبولیم انتخابمو تعیین کنه. گفتم اگه قبول شدم میرم و اگر نه که میرم دنبال کار. در اون شرایط، انتخاب آیندمو به نتیجه ی کنکور واگذار کردم. نتایج کنکور که اومدم، رتبم هفت شد و تو دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم.

پارسال دفترچه ی کنکور دکترا رو پر کردم. بعد تصمیم گرفتم که هیچ چی نخونم و امیدم به کار باشه. تصمیم داشتم که کنکور ندم ولی دادم. ظاهراً به خاطر این کنکور دادم که دفترچه پر کرده بودم. ولی این ناشی از بلاتکلیفی ای بود که باهاش دست به گریبان بودم و هستم. تصمیمم برای رفتن به محل امتحان، دو ساعت قبل از شروع آزمون و بخاطر سر و صدای هم اتاقی ها که از خواب بیدارم کرده بودن، گرفته شد. سر جلسه هم، بخش زبان رو نیمه کاره گذاشتم. با تمام این اوصاف، وقتی نتایج اولیه منتشر شد، 42 شده بودم. این رتبه ای بود که تقریباً از تمام کسایی که تصمیم شون رو برای ادامه تحصیل گرفته بودن، بهتر بود. یه آدم بلاتکلیف جای کسایی رو که تکلیفشونو مدتها قبل تعیین کرده بودن، اشغال کرده بود.

همون موقع، یک آزمون استخدامی از طرف وزارت نفت، میخواست برگزار بشه و من انتخاب اصلیم رفتن سر کار بود. با این وجود، به امید اینکه بشه کار و ادامه تحصیل رو با هم هماهنگ کرد، قبول کردم که برای یکی از گرایش ها مصاحبه بدم.

بعدها تو مصاحبه ی اون یک گرایش قبول نشدم. تو آزمون استخدامی قبول شدم و به مصاحبه ی کاری دعوت شدم. سر جلسه ی مصاحبه متوجه شدن که تو آزمون دکترا به مصاحبه دعوت شدم (من فقط گواهی دانشگاه برای مصاحبه دکتری رو داشتم و همونو ارائه کرده بودم) و برای همین کلی سخت گرفتن. غافل از اینکه ارشدم برای رشته ی دیگه ای بوده. منم نمی دونستم که باید چنین اطلاعی رو بدم یا ندم. هر کدوم از این دو کار، میتونست سودها و ضررهایی داشته باشه. این رو نگفتن و نتیجه ی این انتخاب هنوز مشخص نشده. هنوز نتیجه ی نهایی منتشر نشده.

در نهایت، طولانی شدن اعلام نتایج استخدامی، خیلی آزاردهنده شده. تو این فاصله، برای خودم انتخاب های دیگه ای ساختم.

گفتم امسال تو دو تا آزمون تحصیلی شرکت می کنم. آزمون ارشد مهندسی شیمی (مرتبط با کارشناسیم) و آزمون دکترای علوم سیاسی برای کسب دکترای سیاستگذاری عمومی. قبولی در هر کدوم از این دو آزمون، برای خودش دنیایی داره. دومی بیشتر با بلندپروازیام مرتبطه و با افکار شخصیم. اولی یه سود نقده. یک افزایش حقوق آنی. بعد از اینکه دو تا آزمون رو دادم، حدس اصلیم این بود که تو هیچ کدوم قبول نشم. چرا؟ چون هیچ چی نخوندم. چرا نخوندم؟ به چند علت. اول اینکه سنم بالا رفته و انصافاً تو این سن، کنکوری بودن خیلی سخته. دوم اینکه استرس نتایج استخدامی رو داشتم که هنوزم اعلام نشده ولی قرار بود که همون موقه ها بشه. سوم اینکه یک بحران پوچی فلسفی داشتم که باعث شد مشغول مطالعه ی کتب دیگه ای بشم. همه ی اینها باعث شد، آزمون ها رو بدست قضا و قدر بسپارم. سر هر دو جلسه، به این فکر افتادم که آزمونو نیمه کاره رها کنم تا غرورم با یه رتبه ی افتضاح خراب نشه. من سال هاست که در هیچ آزمونی رد نشدم. در مورد دکتری، اون مصاحبه بود و اینکه من در اون زمان هم تو انتخاب رشته رد شدم و این تا حد زیادی، انتخاب خودم بود.

با قبولی تو مرحله اول آزمون دکترای امسال، وضعیت بغرنجی میتونه اتفاق بیفته. من الان باید در مورد احتمال انتخاب بین ارشد یا دکترا فکر کنم. انتخاب من ارشده. من دو سال دیگه هم به همین راحتی، کنکور دکترا رو قبول میشم و بلکه اگه این بدشانسی امسال (تو آزمون دکترا) رو نداشته باشم، رتبه ی یک هم دور از دسترس نیست. ولی کنکور ارشد، همین الانم معلوم نیست قبول بشم. تو اون کنکور با جوون ترهایی رقابت میکنم که انگیزه ی خیلی بیشتری دارن. به همین علت، این آخرین آزمون ارشد مهندسی بود که دادم.

از طرفی پذیرفته شدن تو دکترا هم موقعیت خیلی خوبیه. الان فرصت خوبی برای بزرگ تر شدنه. گفتم که دو سال دیگه ولی دلم راضی نمیشه که به این راحتیا ازش بگذرم. نتایج استخدامی هم احتمالاً در آینده ی نزدیک منتشر میشه. ولی در اون رابطه، همه ی حسابام میگن که اون هیچ دخلی به این یکی انتخاب نداره. این دو داستان کاملاً از هم جدان. اگر استخدامی درست بشه، همون کاری رو برای ادامه ی تحصیلم میکنم که اگه درست نشه.

با این اوصاف، نتایج ارشدی که قراره نهایتاً تا دو هفته دیگه منتشر بشه، هیچ حساسیت فوق العاده ای نداره. قبول شدن یا نشدن، هر کدومش یک سناریو موفقیت آمیزه. البته که از شکست خوشم نمیاد و میخوام در کمال پیروزی ادامه بدم. البته یه احتمالم هست که نتایج ارشد دیرتر از مصاحبه ی دکتری داده بشه و در این شرایط دکتری انتخاب میشه. در غیر اینصورت (نتایج ارشد زودتر از مصاحبه دکتری بیاد)، اگر قبول نشده باشم، قاعدتاً میرم برای دکتری و اگه قبول شده باشم، میرم برا ارشد.

حالا به نظر میرسه که مساله حل شدست و من انتخابمو کردم. ولی دو نکته اینو رد میکنه. اول اینکه الان نمی دونم یک ماه دیگه، به چی دارم فکر میکنم. این بی اطلاعی، یک بلاتکلیفی عجیبیه که البته چندان هم تلخ نیست ولی قابل تحمل هم نیست. دوم اینکه نمیدونم که چی رو دوست داشته باشم. بخوام که نتیجه ی ارشد مثبت باشه یا اینکه بخوام که منفی باشه. همه ی ما، حداقل اون قدر وضع مون ساده و مشخص هست که بدونیم چی می خوایم. ولی من نمی دونم که باید چی بخوام.

پ.ن: بعد از گذاشتن این پست، مطالب برچسب "آزمون دکترا" رو مرور کردم. از پارسال تا الان. خیلی کار جالبی بود و ظرفیت این وبلاگ رو بهم نشون داد



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رتبه عجیب دکترا

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 5 اردیبهشت 1393-07:29 ب.ظ

این کنکور دکترای من خیلی پدیده ی جالبی بود برا خودش. ببینید، احتمال اینکه یه نفر تو روز تولدش امتحان بده، چقدر کمه؟! این اتفاق افتاد. این احتمال که رتبش مساوی سنش بشه چقدره؟ این دو با هم چقدر احتمال دارن؟!

من تو بیست و شیشمین سالروز ورودم به این دنیا، سر جلسه ی کنکور نشستم و رتبه ی بیست و شیش رو بدست بیارم. برای خودش خیلی میتونه عجیب باشه. از دلایل ماسون بودنم هم عجیب تره.

این تولدم یبار دیگه هم اینقدر عجیب شده بود. وقتی که رفتم حج. اونجا دقیقاً روزی که از مدینه باید می رفتیم مکه، سالروز تولدم بود. جالبه که در اونجا پروازمون به قدری تاخیر داشت که همه ی برنامه ها یک روز تاخیر داشتن و نتیجش اون اتفاق عجیب بود.

خلاصه اینکه این روز خیلی برام خاصه. دلیلی هم براش پیدا نمی کنم.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کنکور ارشد (2)

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:دوشنبه 28 بهمن 1392-03:22 ب.ظ

سه روز پیش تو کنکور ارشد مهندسی شیمی شرکت کردم. حضور در جلسه بهم نشون داد که واقعاً این کنکور رو دست کم گرفتم. صد و پنجاه تا سوال رو باید تو دویست دقیقه جواب میدادم. کسایی که با فضای کنکور آشنا بودن، مدیریت بهتری بر زمان داشتن. فی المثل درس کنترل فرایند رو جواب نمیدادن. بخاطر سوالای وقت گیرش و ضریب یکش. زبان رو هم جواب نمیدادن. اصولاً ترتیب پاسخگویی رو خودشون تعیین می کردن و نه دفترچه سوالات.

من با حوصله مشغول جواب دادن به سوالات زبان شدم. هر چی جلوتر میرفتم نظم بهم میریخت. به این فکر میکردم که زمان در حال اتمامه. زمانی که برای هر سوال میزاشتم از میانگین زمان داده شده برای هر سوال بیشتر بود. این موضوع من رو چنان هل کرد که برای مدیریت زمان، سوالات رو خوب نمی خوندم. حالتی شبیه دویدن بود. در این شرایط بود که نظم ذهنیم به هم ریخته شد. در انتها هم وقت کم اومد و حتی وقت نکردم که یبار تا آخر سوالا برسم.

قبولی تو این آزمون، یک جورایی از محالاته. داوطلبینش باید خیلی داغون باشن که من با این وضعیت و این شرایط آزمون قبول بشم. سر جلسه، تازه به این نتیجه رسیدم که چه اشتباهی کردم که هیچ آزمون آزمایشی شرکت نکردم. اونم برای منی که با قالب آزمون آشنا نبودم. البته علت این عدم شرکت رو ضعیف بودن موسسات کنکوری میدونم.

تنها نکته ی مثبتی که در این آزمون و مورد من صادقه، اینه که فقط یک انتخاب دارم و اون هم شبانه ی ماهشهره. برای قبولی در این انتخاب، رتبه خیلی بدی نیازه. ولی مساله اینه که معلوم نیست مجاز بشم اصلاً. اگر مجاز بشم، واقعاً باید تف کرد به این داوطلبین. خیلی باید بد داده باشن که من این شکلی بازم قبول بشم. رسماً بدترین آزمون عمرم رو دادم. البته اگه مجاز بشم شانس قبولی هست. ولی این خیلی رویاییه.

حالا سه هفته ی دیگه آزمون دکترا دارم. برای دکترا که انگیزه ی چندانی هم ندارم. دکترا بگیرم که چه بشود. قبل از دکترا باید فوق دومم رو میگرفتم که الان به احتمال زیاد قبول نمیشم. هنوز برای دکترا کمم. مطالعه ی زیادی لازمه که آدمی بشم که شایسته ی دکترا باشه.

الان دارم تاریخچه ی زمان رو میخونم. مهم ترین کتاب استیون هاوکینگ. تو پست بعدی در موردش خواهم گفت.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نتایج دکترا 2

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:سه شنبه 12 شهریور 1392-09:09 ب.ظ

امروز نتایج آزمون دکترا اومد و علی رغم پیش بینی ها، من متاسفانه قبول نشدم. احتمال زیاد میدم که این بر اثر زیرابی که تنی چند از دوستان زدن و خبرش بهم رسید. در هر صورت نتونستم در این مرحله وارد این مقطع بشم. پایان نامم هم میمونه برای ترمای بعد و دیگه عجله ای نیست که بخوام فارغ التحصیل بشم.

الان برنامم اینه که به زودی برم اهواز و مقدمات مشغول شدن به کارم رو فراهم کنم. بعد از مشغول شدن به کار هم دوتا انتخاب جلوم قرار می گیره که الان نمی خوام در موردش صحبتی بکنم.

فقط همین رو بگم که اجازه نمیدم هیچ کسی یک درصد احتمال بده که من روزی به ته خط میرسم. از در منو بیرون کنید، من از پنجره وارد میشم. از پنجره بیرون کنید، من دیوار رو خراب می کنم و وارد میشم. شکست برای من یک توهمه که میتونم بزنمش کنار.

در مورد گرفتن دکترا تو این رشته، خودم تردید زیادی داشتم. اونم در این مرحله از رشدم. اما در همین جا میگم که این عدم قبولی، یک راه جدید رو برام روشن کرد که منو به رسیدن به رؤیاهام نزدیک تر میکنه. به دوستان نزدیک و دور و کلاً به همه اعلام می کنم که یه روزی دکتر شدن من رو می بینید و این تازه یکی از اولین مراحل رشد من خواهد بود. این اطمینان رو به شما میدم که اگر روزی منو افتاده و شکست خورده دیدید، بدونید که چیزی برای بدست آوردن پیدا نکردم.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات