خودافشایی های امیر

کرونا به خانه ما رسید

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:شنبه 16 فروردین 1399-10:04 ق.ظ

اوضاع کرونا تو خونمون داره بحرانی میشه.

چند هفته است که هاله میگه ممکنه کرونا داشته باشم. علائم کرونا اینقدر دوام نداره. ضمن اینکه با توجه به اینکه کمتر از همه از خونه خارج میشه و بیشتر از همه مون رعایت می کنه، هم احتمال ابتلاش پایینه و هم اینکه در صورت ابتلا از من یا هدا گرفته که بیشتر میریم بیرون. در غیر این صورت هم احتمال اینکه خودش گرفته باشه و به ما انتقال نداده باشه، محاله.

از این نظر کرونا نباید گرفته باشه، ولی هر چند روز شروع میکنه سرفه کردن. اول صبح یه چند دقیقه ای سرفه میکنه. من هم در طول روز سرفه های خفیفی دارم. سرفه های من که طبیعین و قبلا هم چنین مختصر سرفه‌ای داشتم. موضوع تا اینجای کار هیچ جای نگرانی نداشت. هاله به شدت جوگیره و هر چیزی که بشنوه، نشون میده.

دیشب پدرم شروع کرد به سرفه کردن. چند سالی هست که ندیدم سرفه کنه. دیشب نتونستم درست بخوابم. نگرانی شدت گرفته. با توجه به اینکه بطور عادی بیمار هست، واقعاً نگران کننده است. احتمال اینکه ویروس تو بدن من و هاله ضعیف بوده باشه و حالا به پدر رسیده باشه، واقعاً وجود داره. صبح بیدار شدم که برم سر کار، رفتم تو اتاق لباس هامو عوض کردم و وقتی داشتم از خونه خارج میشدم، بازم شرو کرد سرفه کردن. شبح کرونا بر سرمون سایه انداخته. اوضاع بالاخره خوفناک شد. خیلی مراقبت کردیم ولی معلوم نیست چی میخواد بشه.

اصلاحیه (دو روز بعد مطلب): نه. مثل اینکه سرفه های پدر هم یه حساسیت ساده بوده و دیگه اثری ازشون ندیدیم.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic