تبلیغات
من چیستم؟ - اوج کار

خودافشایی های امیر

اوج کار

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 1 مرداد 1395-02:08 ب.ظ

این روزا خیلی سرم شلوغه. تقریبا بصورت شبانه روزی دارم کار می کنم. این کار بیشتر البته هیچ فایده مادی و معنوی برام نداره. یعنی ارتباطاتم رو با چالش روبرو کرده. تو همین کار بیشتر، 1076 یه زیراب اساسی از من پیش 1034 زد. خوشبختانه جایگاه رفیعی ندارم که با زیراب زدن بخوام ضرر بزرگی بکنم، ولی یکی از اهداف تلاش بیشتر در کار، تشویق و تحسین دیگرانه.

1034 رو قبلا معرفی نکردم. معاون ب شرکت. از مسئولیت های مهم و از رفقای 1035 مدیر قسمت خودم. زیراب 1076 به نظرم با این قصد صورت گرفت که رابطه این دو نفر خراب بشه. یک حرفی زده میشه و افراد موضعی می گیرن و کل ماجرا تموم میشه، ولی بعد یه مدت اون افراد سر یه موضوع دیگه با هم یه اختلاف کوچیک و معمولی پیدا میکنن و بر خلاف موارد پیشین وقوع چنین اختلافی، این بار با هم بیشتر اختلاف پیدا میکنن. اختلاف بیشتر به ذهنشون میاد و حسش میکنن و به خاطر انتظارات قبلی و محرومیت نسبی (قبلا عالی بود ولی الان خوبه پس وضع بده) اختلاف شدت میگیره. دو ماه دیگه می بینی 1034 و 1035 سایه هم رو با تیر میزنن و هیچکی هم یادش نمیاد که یه روزی 1076 سر یه موضوع فوق‌العاده بی ارزش این اختلاف رو کلید زده.

این توالی مخرب رو چطور میشه تموم کرد؟ این ماشین فتنه رو چطور میشه متوقف کرد؟ چیزی زیادی به ذهنم نمیرسه. با دونستن وضعیت و درک مناسب اوضاع، عقل حکم میکنه که سکوت پیشه کرد و جلوی گسترش اختلاف رو گرفت. حساسیت زیاد بر کار 1076 میتونه باعث رفتاری از طرف من بشه که هیچ نفعی برای سازمان نداشته باشه. با این اوصاف علی رغم تمام بداخلاقی ها مجبورم که خستگی ناپذیر به همون روال سابق ادامه بدم.



نوع مطلب : زندگی من  اطرافیان من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Bahar
جمعه 1 مرداد 1395 04:18 ب.ظ
تا دل نشود عاشق
دیوانه نمیگردد
تا نگذرد از تن جان
جانانه نمیگردد
گریان نشود چشمی
تا آنکه نسوزد دل
بیهوده بگرد شمع
پروانه نمیگردد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo