تبلیغات
من چیستم؟ - فیلمای سفری

خودافشایی های امیر

فیلمای سفری

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 10 تیر 1395-10:22 ق.ظ

تو این مدتی که زیاد در رفت و آمد بودم و خیلی سوار اتوبوس شدم، چشمم به فیلمای ایرانی باز شد.

بیچاره این راننده های اتوبوس که باید یه تعدا فیلم رو صد بار ببینن. هر وقت که دو بار سوار یه اتوبوس شدم، فیلمش دقیقا همون بوده و این یعنی اینکه یه فیلم رو حداقل بیست بار تو ماه می بینن. اونم چه فیلمایی.

البته بینشون فیلم متوسط و حتی فیلم خوب هم پیدا میشه. یه بار فیلم اینجا بدون من پخش شد. البته این فیلم برای سفرم به اصفهان بود. فک کنم کلاس راننده های اصفهانی بالاتر باشه. فیلم ساختار مطقی داشت، داستان خوبی داشت، احساسات و عواطف انسانی به خوبی توش نشون داده میشد، بازیگرها هم خوب بودن و هم خوب بازی کردن و در کل فیلم خوبی بود.

دو بار فیلم نقاب پخش شد. ما 10 سال پیشه این فیلم. کلیت فیلم خوب بود. یه فیلم هم دیدم حکم تیر. دقیقا فیلمفارسی بود. اینکه میگم به معنای صرفا منفیش نیستا. اتفاقا از یه نقطه نظراتی خیلی هم فیلمفارسی خوبی بود. الان فیلمایی که مسعود کیمیایی میسازه همش ژستن. یعنی فیلماش کپی همون زمانن. این فیلم حکم تیری که دیدم، یه مقدار امروزی شده بود و برا همین میشه گفت تجربه موفقی از ساختن فیلم لات و لوتی تو این دوره بود.

یه فیلم هم دیدم به اسم در مدت معلوم. اینم بد نبود. یعنی یه چیزایی داشت که بشه تحملش کرد. ولی بقیه فیلما ته داغون بازار بودن. این سیب هم برای تو یکی از این فیلما بود. تقریبا هیچ اتفاق منطقی تو این فیلم نمی افته. همه چیز به میل شخص اول می چرخه. اول فیلم یه دوست پسر داره، میلش میکشه که دوست پسرش مایه دار و باشخصیت باشه. در ادامه رابطش با این دوست پسره خراب میشه، میلش میکشه که آدم بی عرضه و بی پولی باشه. حالا میلش میکشه که پدرزن دوست پسرش (که پدر دوست خودشه) آدم پولداری باشه، همین اتفاق میفته. میلش میکشه که به این پدره نزدیک بشه، این اتفاق میفته. میلش میکشه که بشه مدیر یه مجتمع تجاری خفن و این اتفاق میفته. میلش میکشه که یه چک 100 میلیونی براش بکشن، این اتفاق میفته. میلش میکشه دوست پسر سابقش بیفته زندان، این اتفاق میفته. در عمل تمام افرادی که بهش میرسن، یا کلا آدم های احمقی هستن (مثل همون دوست پسره) و یا تو برخورد باهاش احمق میشن (مثل پدرزنه). من وقتی چنین فیلمی رو می بینم، به این فکر می کنم که این بازیگر ناشناخته چقدر برای این نقش پول داده. قابل باور نیست که اینقدر اتفاقات خلاف منطق تو یه فیلم جمع بشه. متاسفانه تو اتوبوس نمی تونی بزنی شبکه دیگه و حتی نمی تونی پاشی و صحنه رو ترک کنی.

یه فیلم دیگه هم پخش شد به اسم کالسکه. این فیلم به همراه فیلم قبلی (این سیب...) رو من حاضرم ببینم، ولی فقط به شرطی که برای هر کدومش حداقل دویست هزار تومن بهم بدن. فک کنم کسی که تو اداره سانسور وزارت ارشاد نشسته و فیلم رو دیده و گیر و گوراشو درآورده، به فرض اینکه کارمزدی بوده و فیلمی بهش حقوق داده باشن، با خودش گفته کاش نمی دیدم. تو این یکی فیلم، شما اراده میکنی و یه سوئیچ شاسی بلند میاد دم دستت. از کجا؟ شوهرت یه جایی داره شترمرغ پرورش میده، ده دوازده تایی شترمرغ داره که بزور ماهی دو تا تخم میکنن. پول تو اینجور فیلما به وفور هست. وقتی که پول در دسترس باشه، شخصیت ها چه گرهی دارن که برای باز کردنش تلاش کنن و داستان ساخته بشه. شاید فک کنید که سوژه های احساسی هم قابل طرحن، ولی در همون ها هم باید یه محدودیت هایی باشه که برای رفعشون یه کاری انجام بشه و داستان پدید بیاد. دو تا فیلم آخری، از زردترین و اتوبوسی ترین فیلمایین که تو عمرم دیدم. فکرشو بکنید که تو این مطلب، اسم چه فیلمایی رو کنار هم آوردن. خوشبختانه کسی زیاد راش به اینجا نمیخوره که از دیدن این اسامی که هم، حیرت کنه.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can stretching help you grow taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:24 ب.ظ
Thankfulness to my father who stated to me concerning this blog, this weblog is actually amazing.
How do you get Achilles tendonitis?
شنبه 14 مرداد 1396 12:36 ب.ظ
I'm very happy to find this great site. I need to to thank you for ones time just for this fantastic
read!! I definitely appreciated every bit of it and I have you bookmarked to check
out new stuff on your blog.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo