تبلیغات
من چیستم؟ - ورود به بهبهان

خودافشایی های امیر

ورود به بهبهان

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 27 اسفند 1394-12:08 ب.ظ

دیگه کم کم دارم بهبهانی میشم. یعنی دارم ساکن شهر بهبهان میشم. بحث انتقال فعلا اینقدر قوی نیست که بشه بهش دل بست. دیروز قرارداد یک بالاخونه رو امضا کردم. چهار و نیم میلیون رهن و ماهانه چهارصد و پنجاه هزار تومن برای یک بالاخونه ی هفتاد متری دوخوابه ی بدون پارکینگ. در نگاه اول پول زیادیه و قراردادی بد، اما با دونستن اینکه وسایل خونه تامینه و لازم نیست بیفتم دنبال خرید کولر و گاز و یخچال و...، این بهترین قراردادی بود که میشد بهش رسید. خداروشکر.

مردم بهبهان بیش از حد انتظارم مهمان نوازن. بعضی همکاران وقتشون رو میزاشتن، میومدن دنبالم تا بریم دنبال خونه بگردیم. تو خیابون چند بار تا حالا شده که یه آدم کاملا غریبه وقتی میبینه پیادم، سوارم میکنه و همینطوری می رسونتم به مقصد یا نزدیکی مقصد. کار از آدرس دادن گذشته، میان می رسوننت.

قرار بود با یکی از همکاران که اونم مثل من مجرده و غیربومیه یک خونه رو اجاره کنیم. قرار بر این شد که خونه ای رو با 16 میلیون رهن بگیریم. هشت از من و هشت از اون. هشت من کامل نشد و درخواست انتقالی هم داده بودم و برای همین گفتم که بیا رهن و اجارش کنیم و تو هشت بزار من شیش و باقیش کرایه. دوستان وساطت کردن اما قبول نکرد. تمام تلاشمو کردم که بشه ولی نشد. خونه ای که دو هفته دنبالش گشته بودیم از دست رفت، ولی من ظرف دو روز قرارداد یه خونه ی دیگه رو بستم. چرا؟! چون من پارکینگ نمی خواستم و برای همین زیاد اذیت نشدم. حالا قراره خواهرم هدا باهام بیاد. اون صدهزار تومن ماهانه میده و با هم هم‌خونه ایم. مشکل خورد و خوراک هم دیگه مطرح نیست.

خلاصه اینکه فاز جابجایی به بهبهان در حال تکمیله.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo