تبلیغات
من چیستم؟ - نامجو

خودافشایی های امیر

نامجو

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 23 اسفند 1394-06:15 ب.ظ

چقدری که من از آواز محسن نامجو خوشم میاد و چقدری که بشر دوست داره به همه چیز برینه. به همه چیز از جمله آواز و از جمله آواز خودش.

این مورد آخر رو می تونید در آخرین (یا یکی از آخرین) آهنگ {ها}ش ببینید. ظاهرا تفکر این بنده خدا اینه که ارتباطی میان دال و مدلول نیست و به همین دلیل مجموعه ای از دال ها رو کنار هم میچینه تا صوت احتمالا مطبوعی رو ایجاد کنه. کمی پیچیده توضیح دادم. به بیان ساده تر نامجو بدنبال اینه که حنجرش رو در سطح یک آلت موسیقی پایین بیاره و با روندن کلمات بر لب یه موسیقی شبه بی کلام پدید بیاره.

تا اینجای کار نتونسته بود این کار رو بکنه. چرا؟ چون احتمالا تمام آهنگاش معنا هم داشتن. معنا توجه مخاطب رو به خودش جلب میکنه و نمیزاره نامجو به اندازه ی که دستگاه مکانیکی پست بشه.

حالا تو این آهنگ آخر نامجو به هدفش رسیده. یعنی با شنیدن این آواز، زیبایی آواز زایل میشه. بازی های بچگی مثل "دودو اسکاچی" و "گرگم به هوا" رو به شکل آوازهای عاشقانه ی سنتی می خونه. بخشی از زیبایی یک آواز به کلمات عاشقانه و ابیات باربطشه و این ساختار شکنی بیشتر به تمسخر این سبک شبیهه. شبیه این کار رو جعفر با آهنگای رپ و بعضا پاپ انجام میده. ریدن به آهنگای رپ و پاپ نیاز به قدرت آواز قدرتمندی نداره و برای همین هم یک کسی مثل جعفر کافیشه. درباره ی نامجو اما حیف تنها کلمه ایه که آدم میتونه بگه. ابتذال جوادگونه آواز سنتی ایران در شخصی به نمایش درمیاد که چیزی از بهترین بودن کم نداره. حیف...



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo