تبلیغات
من چیستم؟ - شورایی شدن رهبری

خودافشایی های امیر

شورایی شدن رهبری

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 27 آذر 1394-11:56 ب.ظ

گویا چند روز پیش هاشمی رفسنجانی حرف هایی از قبیل شورایی شدن رهبری و ... زده و هنوز هم واکنش ها بهش ادامه داره. جدا از اینکه این شخص اونقدر در خودش بزرگی می بینه (و در واقع بزرگ هم هست) که در این سطح سخن بگه و نوع رقابتش الان برای گرفتن زمام قدرت در این سطح از قدرته، چیز جالبی در شورایی شدن می بینم.

موضوع شورایی شدن رهبر شاید ارزش یک نگاه مصلحت جویانه از طرح حاکمیت رو داشته باشه. شما وضعیت امروز رو با 26 سال پیشی که رهبری عوض شد مقایسه کنید.

در اون سال و اون اوضاع (جنگ تازه تموم شده و...) هم مردم اقتدار یک شخص رو می پذیرفتن و هم صاحبان قدرت در برابرش کرنش می کردن. شخص رهبر در مدت کمی می تونست (و تونست) پایه های قدرت خودش رو محکم کنه. حالا اما اوضاع متفاوته.الان هر کس که اندک قدرتی هم داره، رو حرف رهبر اما و اگر می یاره. سال به سال هم وضع فرمانبری از رهبر بدتر میشه. اگه تا دیروز رئیس جمهور قهر می کرد و نچ نچ راه مینداخت، الان وزرا ان قلت میارن. چار روز دیگه نماینده های مجلس دست بالا میکنن. مجلس خبرگان رو چکار کنن که دو روز دیگه بلندگوهاش مهم میشن.

حالا درباره ی جانشینی فکر کنید. الان که یه نفر با این پایه های 26 سال روز به روز محکم شده باید هر روز موضع گیری کنه، رهبر بعدی میخواد چطوری این همه مدعی رو راضی نگه داره. اصولگرا و اصلاح طلب دهن خودشون رو سرویس میکنن تا سر اتخابات های محلی به وحدت برسن و غالباً هم نمی رسن، اون وقت سر چنین موضوع مهمی کل مملکت بخواد به وحدت برسه. اگه نگیم محاله، دست کم میشه گفت که خیلی بعیده.

اما چه باید کرد؟ شورایی شدن. موضوع اینه که شورایی شدن نباید در بحران پدید بیاد. شورای متولد بحران شورای باده. تقسیم قدرته و متزلزل. از حالا حرفشو بزنن؟ الان زوده. چرا؟ چون پایه های قدرت کنونی رو سست میکنه. دو روز بعدش یه عده میگن چرا برا بعد؟ بزار همین الان اینجوری بشه. در کل با سست شدن پایه های ولی فقیه، اولیاء فقیه قد علم میکنن.

به نظرم بهترین کار، کلی کردن موضوعه. هیچ خبر قطعی درباره ی آینده ی سیستم راس سیاسی داده نشه. تکیه بر عقلانی بودن و عقلانی موندنش باشه و نه بر جزئیات اتفاقاً مهمش.

البته قدرت قوانین خاص خودشو داره. هر کس حرفی رو بر اساس اهداف شخصی خودش میزنه و سیاستی رو در اون راستا پیگیری میکنه. یکی حرف از شورایی شدن میزنه که قدرت رو تو آخر عمری سهیم بشه (و از این چاهی که ممکنه توش محو بشه در بیاد) و دیگری حرف از حفظ سیستم میزنه چون میدونه چه چیزایی بدون این سیستم براش از بین میره. اینکه خروجی یک سیستم به نفع کلیت سیستم باشه، امر محتومی نیست و این اصلیه که تحلیل ها اغلب ازش غافل میشن. این همه فلسفه می بافیم که فلان عمل در بهمان شرایط به نفع سیستمه اما اجزای مهم سیستم معلوم نیست که به نفع اون بخوان عمل کنن. علت دشمن بودنشون نیست، بلکه حب نفسشونه. خرده سیستم های ناهماهنگ ناموزونن که سیستم رو وامی پاشونن.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo