خودافشایی های امیر

کار و درس

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 7 شهریور 1393-03:35 ب.ظ

همه چیز در دقیقه ی نود عوض شد. تا دو هفته ی پیش فکر می کردم که حتماً دکترا قبول میشم. بعد که قبول نشدم، امیدم به ارشد بود. شبی که قرار بود نتایج ارشد بیاد، از شرکتی باهام تماس گرفتن و مدارکم رو برای بررسی جهت اشتغال خواستن. با این اوصاف باید فکر می کردم که اگر ارشد قبول شم چکار کنم.

برای ارشد چند جا شبانه و یکجا مجازی زده بودم. همین مجازی رو قبول شدم. دانشگاه تربیت مدرس. مدرکش که معتبره. دست کم مثلاً از شبانه ی بوشهر بهتره. برای امتحانات باید تهران باشم. در اصل هم میتونه با کارم همخوانی داشته باشه و هم درسی خوندم. اگر دو سال دیگه بدنبال ارتقا یا گرفتن کار بهتری باشم، تو رزومم فوق لیسانس دانشگاه تربیت مدرس رو هم دارم.

رتبه ی یک آزمون دکترای دو سال دیگه مال خودمه. می خوام ببینم با یک هم می تونن ردم کنن. البته اون موقع نه ارشدی هست و نه محدودیت دیگه ای و برای همین هم حتماً به یک مصاحبه بسنده نمی کنم.

فقط امیدم به کاره. الان باید کارم درست بشه. اگر کارم درست نشه، همه ی این داستان ها تا حد زیادی روی هوا میره. اینکه میگم تا حدی به خاطر اینه که اگر اون کار هم درست نشه، کار دیگه ای هست که با حقوق خیلی کمترش از عهده ی هزینه ی خودم و دانشگاه برمیام. در هر حال من در مهرماه سال 95 فوقم رو دارم و دوره ی دکتری رو شروع می کنم. اما موفق بودن تو اون نقطه به اینجا ربط داره.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo