تبلیغات
من چیستم؟ - بلاتکلیفی

خودافشایی های امیر

بلاتکلیفی

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 12 اردیبهشت 1393-12:11 ب.ظ

تو یه وضعیت فوق العاده پیچیده ای قرار گرفتم. از نظر انتخاب کردن. من انتخاب خودم رو برای وضعیت های مختلف کردم ولی نمی تونم برای وضعیتی که دلم میخواد انتخاب کنم.

برای اینکه قضیه رو متوجه بشید، یه مقدمه لازمه. من در مقطع کارشناسی، مهندسی نفت خوندم. برای ارشد ادامه ندادم و دنبال علاقم رفتم. اینکه چرا، مساله ی پیچیده ایه. ولی بهرحال در اون مقطع زمانی، تمایلی به گرفتن فوق لیسانس مهندسی نداشتم. علاقه ی زیادی هم به ورود و کسب دانش در زمینه ی علوم انسانی داشتم و دارم.

با این اوصاف، تو کنکور ارشد علوم سیاسی شرکت کردم. میزان مطالعم کم بود. این باعث میشد که قبولیم انتخابمو تعیین کنه. گفتم اگه قبول شدم میرم و اگر نه که میرم دنبال کار. در اون شرایط، انتخاب آیندمو به نتیجه ی کنکور واگذار کردم. نتایج کنکور که اومدم، رتبم هفت شد و تو دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم.

پارسال دفترچه ی کنکور دکترا رو پر کردم. بعد تصمیم گرفتم که هیچ چی نخونم و امیدم به کار باشه. تصمیم داشتم که کنکور ندم ولی دادم. ظاهراً به خاطر این کنکور دادم که دفترچه پر کرده بودم. ولی این ناشی از بلاتکلیفی ای بود که باهاش دست به گریبان بودم و هستم. تصمیمم برای رفتن به محل امتحان، دو ساعت قبل از شروع آزمون و بخاطر سر و صدای هم اتاقی ها که از خواب بیدارم کرده بودن، گرفته شد. سر جلسه هم، بخش زبان رو نیمه کاره گذاشتم. با تمام این اوصاف، وقتی نتایج اولیه منتشر شد، 42 شده بودم. این رتبه ای بود که تقریباً از تمام کسایی که تصمیم شون رو برای ادامه تحصیل گرفته بودن، بهتر بود. یه آدم بلاتکلیف جای کسایی رو که تکلیفشونو مدتها قبل تعیین کرده بودن، اشغال کرده بود.

همون موقع، یک آزمون استخدامی از طرف وزارت نفت، میخواست برگزار بشه و من انتخاب اصلیم رفتن سر کار بود. با این وجود، به امید اینکه بشه کار و ادامه تحصیل رو با هم هماهنگ کرد، قبول کردم که برای یکی از گرایش ها مصاحبه بدم.

بعدها تو مصاحبه ی اون یک گرایش قبول نشدم. تو آزمون استخدامی قبول شدم و به مصاحبه ی کاری دعوت شدم. سر جلسه ی مصاحبه متوجه شدن که تو آزمون دکترا به مصاحبه دعوت شدم (من فقط گواهی دانشگاه برای مصاحبه دکتری رو داشتم و همونو ارائه کرده بودم) و برای همین کلی سخت گرفتن. غافل از اینکه ارشدم برای رشته ی دیگه ای بوده. منم نمی دونستم که باید چنین اطلاعی رو بدم یا ندم. هر کدوم از این دو کار، میتونست سودها و ضررهایی داشته باشه. این رو نگفتن و نتیجه ی این انتخاب هنوز مشخص نشده. هنوز نتیجه ی نهایی منتشر نشده.

در نهایت، طولانی شدن اعلام نتایج استخدامی، خیلی آزاردهنده شده. تو این فاصله، برای خودم انتخاب های دیگه ای ساختم.

گفتم امسال تو دو تا آزمون تحصیلی شرکت می کنم. آزمون ارشد مهندسی شیمی (مرتبط با کارشناسیم) و آزمون دکترای علوم سیاسی برای کسب دکترای سیاستگذاری عمومی. قبولی در هر کدوم از این دو آزمون، برای خودش دنیایی داره. دومی بیشتر با بلندپروازیام مرتبطه و با افکار شخصیم. اولی یه سود نقده. یک افزایش حقوق آنی. بعد از اینکه دو تا آزمون رو دادم، حدس اصلیم این بود که تو هیچ کدوم قبول نشم. چرا؟ چون هیچ چی نخوندم. چرا نخوندم؟ به چند علت. اول اینکه سنم بالا رفته و انصافاً تو این سن، کنکوری بودن خیلی سخته. دوم اینکه استرس نتایج استخدامی رو داشتم که هنوزم اعلام نشده ولی قرار بود که همون موقه ها بشه. سوم اینکه یک بحران پوچی فلسفی داشتم که باعث شد مشغول مطالعه ی کتب دیگه ای بشم. همه ی اینها باعث شد، آزمون ها رو بدست قضا و قدر بسپارم. سر هر دو جلسه، به این فکر افتادم که آزمونو نیمه کاره رها کنم تا غرورم با یه رتبه ی افتضاح خراب نشه. من سال هاست که در هیچ آزمونی رد نشدم. در مورد دکتری، اون مصاحبه بود و اینکه من در اون زمان هم تو انتخاب رشته رد شدم و این تا حد زیادی، انتخاب خودم بود.

با قبولی تو مرحله اول آزمون دکترای امسال، وضعیت بغرنجی میتونه اتفاق بیفته. من الان باید در مورد احتمال انتخاب بین ارشد یا دکترا فکر کنم. انتخاب من ارشده. من دو سال دیگه هم به همین راحتی، کنکور دکترا رو قبول میشم و بلکه اگه این بدشانسی امسال (تو آزمون دکترا) رو نداشته باشم، رتبه ی یک هم دور از دسترس نیست. ولی کنکور ارشد، همین الانم معلوم نیست قبول بشم. تو اون کنکور با جوون ترهایی رقابت میکنم که انگیزه ی خیلی بیشتری دارن. به همین علت، این آخرین آزمون ارشد مهندسی بود که دادم.

از طرفی پذیرفته شدن تو دکترا هم موقعیت خیلی خوبیه. الان فرصت خوبی برای بزرگ تر شدنه. گفتم که دو سال دیگه ولی دلم راضی نمیشه که به این راحتیا ازش بگذرم. نتایج استخدامی هم احتمالاً در آینده ی نزدیک منتشر میشه. ولی در اون رابطه، همه ی حسابام میگن که اون هیچ دخلی به این یکی انتخاب نداره. این دو داستان کاملاً از هم جدان. اگر استخدامی درست بشه، همون کاری رو برای ادامه ی تحصیلم میکنم که اگه درست نشه.

با این اوصاف، نتایج ارشدی که قراره نهایتاً تا دو هفته دیگه منتشر بشه، هیچ حساسیت فوق العاده ای نداره. قبول شدن یا نشدن، هر کدومش یک سناریو موفقیت آمیزه. البته که از شکست خوشم نمیاد و میخوام در کمال پیروزی ادامه بدم. البته یه احتمالم هست که نتایج ارشد دیرتر از مصاحبه ی دکتری داده بشه و در این شرایط دکتری انتخاب میشه. در غیر اینصورت (نتایج ارشد زودتر از مصاحبه دکتری بیاد)، اگر قبول نشده باشم، قاعدتاً میرم برای دکتری و اگه قبول شده باشم، میرم برا ارشد.

حالا به نظر میرسه که مساله حل شدست و من انتخابمو کردم. ولی دو نکته اینو رد میکنه. اول اینکه الان نمی دونم یک ماه دیگه، به چی دارم فکر میکنم. این بی اطلاعی، یک بلاتکلیفی عجیبیه که البته چندان هم تلخ نیست ولی قابل تحمل هم نیست. دوم اینکه نمیدونم که چی رو دوست داشته باشم. بخوام که نتیجه ی ارشد مثبت باشه یا اینکه بخوام که منفی باشه. همه ی ما، حداقل اون قدر وضع مون ساده و مشخص هست که بدونیم چی می خوایم. ولی من نمی دونم که باید چی بخوام.

پ.ن: بعد از گذاشتن این پست، مطالب برچسب "آزمون دکترا" رو مرور کردم. از پارسال تا الان. خیلی کار جالبی بود و ظرفیت این وبلاگ رو بهم نشون داد



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://gudrunostendorff.jimdo.com/2015/03/19/adult-aquired-flatfoot-the-details
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:42 ب.ظ
It is not my first time to visit this site, i am visiting this
site dailly and take good data from here daily.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo