تبلیغات
من چیستم؟ - امتحان رانندگی

خودافشایی های امیر

امتحان رانندگی

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:سه شنبه 9 اردیبهشت 1393-12:10 ب.ظ

امروز تقریباً بعد از دو سال تو امتحان رانندگی قبول شدم. این سخت ترین امتحانی بود که تو عمرم دادم. یعنی کنکور کارشناسی، ارشد و دکترا، هیچکدوم به این اندازه سخت نبودن.

دو سال پیش (تابستون 91) رفتم آموزشگاه و تو کلاسای رانندگی شرکت کردم. متاسفانه بدترین مدرس آموزشگاه (فاضلی) نصیب من شد. یعنی خودم خواستم و بدترین رو انتخاب کردم. شستمو که بو نکرده بودم. برای اینکه بفهمید که چرا میگم بدترین مدرس، یه نکته میگم که تو جلسه ی نهم، تازه یه پارک دوبل رو بهم یاد داد. تو کل دوره (چهارده جلسه) کلاً شاید پنج دقیقه دنده عقب رفتم. پارک ال رو که اصلاً بهم یاد نداد. در انتها رفتم برای امتحان.

امتحان آیین نامه رو تو همون اولین بار قبول شدم. این، بر خلاف چیزی که فکر می کنید و فکر می کردم، ممکنه به ضررم هم تموم شده باشه. ممتحن امتحان شهری به اون برگه نگاه میکرد و قبولی تو اولین بار تو ذوقشون میزد. البته این یک احتماله.

امتحان اول شهری رو طبعاً رد شدم. امکان اینکه آدم تو اولین امتحان شهری قبول بشه، محال نیست. این به ممتحن ربط داره. آقای سواعدی که ظاهراً تازگی فامیلشو به مصلانژاد تغییر داده، کسیه که احتمالاً هیچ کسی رو تو اولین بار قبول نکرده. ولی این آدم رو باید سخت گیر ترین ممتحن ممکن دونست. نقله که خیلیا رو برای بار دهم هم انداخته.

وقتی قبول نشدم، رفتم سر درسم و بعد از هفت، هشت ماه برگشتم. فاصله ی زیاد، احتمال افتادن رو زیاد میکنه. مساله اینه که همه چیز بر اساس احتماله. ولی من این احتمال رو جدی گرفتم. این جدی گرفتن باعث شد که تمرینی نکنم و با فرض اینکه رد میشم، برم برا امتحان. این اشتباه بود. اگر اون امتحان رو جدی می گرفتم، حتماً قبول میشدم. ممتحن سخت گیری نبود و برای قبول کردنم همه ی تلاششو کرد.

دفعه ی بعد، بعد از سه چهار ماه به همون سواعدی امتحان دادم. فکر می کردم اگر به کسی که یبار ازم امتحان گرفته، امتحان بدم، قبول میشم و نشدم.

بعد یه جلسه تمرین کردم و وقتی که خواستم امتحان بدم، متوجه شدم که سواعدی ممتحنه و تا چند هفته ی دیگه هم اینچنینه. بعدشم عید بود. هفته ی قبل رفتم برای امتحان. این بار سهل گیر ترین ممتحن ممکن بود. تو این امتحان هم اشتباه کردم. قبل از امتحان، فاضلی (مدرس دورم) رو دیدم. بهم گفت که با دنده دو میشه پارک کرد. اشتباه هم نگفت. ولی برای اینکار باید قبلاً تمرین کرده باشی. تو دنده دو، کلاج رو هم برای پارک باید گرفت. ممتحن اینقدر سهل گیر بود که اعتماد به نفس بالا رفت و تو دنده دو پارک کردم. ماشین خاموش کرد. از نظر ممتحن، باید می رفتم دنده یک. این بار هم رد شدم. ولی تصمیم گرفتم که به هیچ وجه بیشتر از یک هفته وقفه نندازم.

امروز امتحان آخر رو دادم. از یه دور دو فرمونه ی سنگین شروع شد. رئیس آموزشگاه (پنائی) رو بعد از امتحان دیدم که با تمام احساسش میگفت چرا اینقدر خودتو محکم گرفته بودی. خودتو سبک میکردی. بهش گفتم که با کلاج داغون، اگه یخورده ول میکردم خاموش میکرد. میگفت کلاج نه، خودتو ول میکردی. سوار ماشین که بودم، همین که صدای ماشین کم میشد، احساس میکردم خاموش کرده. ممتحن از اونور بوم افتاده بود. دیگه زیادی ساده می گرفت. میگفت بزن دنده سه. گذاشتم سرعت بره بالا تا به حدش برسه. گفت نه! همین سرعت بزن دنده سه. تو دور زدن، میگفت اول فرمونو بچرخون، بعد کلاجو ول کن. برا دنده عقب میگفت به عقبت نگا نکن. از همه اینقدر ساده می گرفت. منتها از همه یه کار بیشتر نمی گرفت. از من دو تا دور دو فرمونه و یه پارک دوبل کامل رو گرفت. ولی خدا رو شکر قبول شدم. امشب با خیال راحت می شینم و بازی بایرن و رئال رو نگاه میکنم.

اینکه اینقدر قبولیم طول کشید خیلی بده. عواملی دخیل بودن ولی از خودم اصلاً راضی نیستم.

 



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دانلود کتاب آیین نامه رانندگی
چهارشنبه 15 شهریور 1396 07:08 ب.ظ
خیلی خوب بود ممنون
foot pain by arch
جمعه 16 تیر 1396 02:31 ق.ظ
Hiya very nice web site!! Guy .. Excellent .. Superb ..
I will bookmark your web site and take the feeds also? I am glad to find numerous useful info here in the put
up, we want develop extra strategies on this regard, thanks for sharing.
. . . . .
std home test
یکشنبه 4 تیر 1396 09:01 ب.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی که
صدایی مناسب در آیا نه حل و فصل کاملا
با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما موفق
به من مؤمن اما تنها برای while. من این مشکل خود را با فراز
در مفروضات و یک خواهد را سادگی به کمک پر
کسانی که معافیت. در صورتی
که شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود مجذوب.
Epifania
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:48 ب.ظ
If you are going for most excellent contents like myself, only pay a quick visit
this site every day for the reason that it provides feature contents, thanks
Zita
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 06:21 ق.ظ
I just like the valuable information you supply for your articles.
I'll bookmark your weblog and take a look at again right here frequently.
I'm fairly sure I'll learn lots of new stuff proper here!
Good luck for the next!
haplessscenery910.sosblogs.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:24 ب.ظ
I do trust all the ideas you have offered in your post.
They're really convincing and can definitely work.
Still, the posts are too quick for starters. May just you please prolong them a little from next time?
Thank you for the post.
شیوا
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 11:13 ق.ظ
اتفاقاً مربی منم بی اعصاب بود و با هر اشتباه کوچولویی کلافه میشد.منم تو ماه رمضون, ساعت 4 تا 6 عصر و اوج گرما هی دِق میدادمش
ولی دست آخر هم با زحمات بی شائبه ی پدر جان بود که رانندگی یاد گرفتم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo