تبلیغات
من چیستم؟ - تبرک عید

خودافشایی های امیر

تبرک عید

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 28 فروردین 1393-11:44 ق.ظ

هر سال سر سفره ی سال تحویل، مادرم به هر کدوم از ما بچه هاش یه عیدی میده. روند عیدی مناسک خاصی داره. اسکناس ها چند روز قبل توی قرآن گذاشته میشن و سر سفره ازشون رونمایی میشه. سر سفره، تو لحظه ی سال تحویل، همه دعای تحویل سال رو می خونیم. مادر بعدش شروع به خوندن یک صفحه از قرآن میکنه. من شوخی تکراری "تا آخر سال در فلان وضعی، چون الان در این وضع بودی" رو میکنم. قرآن خوندن که تموم شد، همه به مادر تبریک میگیم. روبوسی و بعدش میریم که به همدیگه این تبریک رو داشته باشیم. عیدیا مادر (که بیشتر مامانی خطاب میشه) هم همین موقع داده میشه.

از فردای روز عید، باید دنبال راه خرج کردن درست این پول باشیم. این پول به دو دلیل متبرکه. یک اینکه تو قرآن بوده و دو اینکه از دست مادر گرفته شده. به همین دلیل، باهاش هر چیزی نمیشه خرید. کلاً اعتقاد بر اینه که این پول تبرکه و حفظش باعث افزایش پولمون میشه. خلاصه اینکه باید نگهش داریم تا با سودی که از متبرک بودنش عایدمون میشه، اموراتمون رو بگذرونیم.

اما این اصل رعایت نمیشه. همیشه نهایتاً بعد از یک ماه، این پول خرج یه چیز ناپایدار میشه. تبرکش حفظ نمیشه. بالاخره این پول با روحش از دستمون میره. امسال حتی به این فکر کردم که بزارمش تو بانک. اینطوری حسابم متبرک میشد. فکرشو بکنید که برم تو صف دویست نفری بانک منتظر بشینم تا شمارمو بخونن و ده هزار تومن به حسابم واریز کنم. احتمالاً باید به متصدی بانک هم گوشزد کنم که همین پول رو تو حسابم بزاره و درست و حسابی هم مراقب باشه که جابجا نشه. اینه که اینم ایده ی چندان درستی به نظر نرسید.

در نهایت، این پولو گذاشتم لابلای یکی از کتابای کتابخونم. حتی الامکان از خرجش جلوگیری کردم. حالا موقعی که لازم شد که این دوشنبه، پدرم رو ببریم برای کمیسیون جدید نظام وظیفه، قرار شد که این پولو بزارم برای کرایه رفت و برگشتمون. اینطوری ضمانتی ایجاد میشد که معافیتم تایید میشه و هیچ نقصی رخ نمیده.

نمیدونم چی شد که یادمون رفت و با یه پول دیگه رفتیم. اما اونجا مادرم نیت کرده بود که این ده تومنو بندازه تو حرم بی بی حکیمه. این بی بی حکیمه یک زیارتگاه کوچیک در چند صد کیلومتری اهوازه که مادرم قصد داشت امروز به اونجا بره. الانم تو راه اونجاست. خلاصه اینکه سرنوشت این اسکناس سبز روحانی، پس از اینهمه کش و قوس، داره به یه روحانیت دیگه ختم میشه.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo