تبلیغات
من چیستم؟ - عشق و بقا (2)

خودافشایی های امیر

عشق و بقا (2)

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:دوشنبه 25 فروردین 1393-06:02 ب.ظ

دو سه تا پست قبل، در مورد رابطه ی عشق و بقا گفتم. اینکه هر طور حساب می کنم این رابطه دستگیرم نمیشه. تو این مدت قدری بیشتر از وجود چنین مساله ای و جواب های محتمل و موجود فکر کردم و شنیدم.

قبلنا یه جا میخوندم که درد با امکان بقا رابطه داره. فرض کنید که انسانی، دو فرزند به دنیا میاره. اولی وقتی احساس درد میکنه که به بدنش آسیبی وارد میشه و دومی وقتی که بهش خوش میگذره. اولی از موقعیت هایی که به بدنش آسیب میرسونه فرار میکنه و دومی به سمتشون میره. طی چند نسل و تنازع بقا (که در اینجا نیازی به تنازع نیست چون دومی خودش، خودشو از بین میبره)، تعداد افراد مشابه اولی زیاد میشه و این به ژن غالب تبدیل میشه.

موضوع فرار از دردها موضوعیه که تمام حیوانات بر طبق اون عمل میکنن. اگر حیوانی باشه که از مرگ خوشش بیاد، زودتر از اینکه ما بفهمیم نابود میشه. اما نابود نشده. یک نوع عنکبوت هست که با هر بار لقاح به احتمال زیاد توسط جنس ماده بلعیده میشه. بهرحال بعضی از دردها تاثیر مثبت تری در امکان حیات یا تکثیر موجودات دارن. به این ترتیب، مرگ در وجود بعضی گونه ها نهفتست.

نظر خودم در مورد درد رو میتونید اینجا بخونید. اما برای توجیه آستانه تحمل گونه ای، این توجیه خوبیه.

همه ی اینا رو گفتم که به همون عشق برگردم. دوست داشتن زیاد، یعنی ایجاد موقعیت نابودی. ضمن اینکه در بیشتر موارد هم میتونه به ضرر سیستم تکثیر عمل کنه. نیاز جنسی بصورت خام، خیلی بهتر باعث حفظ بقای انسان میشه. در عمل هم بسیاری از گونه ها در چنین وضعی می زیند.

البته ممکنه که این یک احساس ناخواسته باشه. مغز انسان (و بعضی گونه ها) دچار یک نوع عوارض جانبی شده باشه. این البته در ابتدا عارضه بوده و سالها بعد، باعث حفظ انسان شده. عارضه بودن البته چیزیه که با انتخاب طبیعی همخونی نداره. اینو بگم که الانو نبینید که عشق بیشتر مفیده تا مضر. در هر صورت جوشش ژن عامل عشق، در بعضی مراحل خیلی بی علت و بی فایده بوده. این رو در مورد بعضی احساس های دیگه هم میشه گفت.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo