تبلیغات
من چیستم؟ - در صلح طلبی ایرانیان

خودافشایی های امیر

در صلح طلبی ایرانیان

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:شنبه 23 فروردین 1393-12:19 ق.ظ

یک راه خوب برای پیش بینی نوع رفتار یک حکومت در عرصه ی روابط بین الملل و یا بطور کلی فهمیدن روحیات یک ملت، رجوع به سنت ها و علایق اون مردمه. چیزی که توجه من رو چند وقتیه به خودش معطوف کرده، علایق ورزشیه.

شما ببینید! این ژاپن و چین و کلاً کشورهای جنوب شرق آسیا، چقدر از ورزش های رزمی خوششون میاد. غیر از این، یک ورزش خیلی جذاب براشون شمشیر بازیه. اساطیرشون شمشیرزن هستن. پهلووناشون شمشیرزن بود که بهشون میگفتن سامورایی (البته این لغت، معنای خاص تری داشت). بطور کلی خشونت رو در اساطیر و ورزش شون می بینید. الان البته احتمال جنگ در اونجا کمتر شده. غیر از کره شمالی. جنگ جهانی دوم، آخرین جنگ بزرگ اونجاست. بعدش البته جنگ ویتنام هم جنگ کوچیکی نبود. هر چند در این یکی، یه طرف جنگ از خارج منطقه بود (آمریکا). در جنگ های سامورایی ها، طرف بازنده، طرف کشته شده بوده. باختن یعنی مرگ.

آمریکا. همین الان در آمریکا، بوکس و کشتی کج جزو ورزشای خیلی محبوبن. هالیوود هم بخش زیادی از فروشش رو مدیون فیلمای پر از خشونته. فوتبال آمریکایی، چند برابر یک فوتبال معمولی، خشونت داره. اصلاً یک جور دعواست. حالا جنگ های آمریکا رو بشمارید.

آفریقا که فرصت پرورش تمدن رو نداشته. یک فرهنگ خاص رو به سختی میشه در اونجا دید. دو میدانی ورزش مورد پیگیریشونه. این بیشتر به توانایی های فیزیکیشون برمی گرده تا علاقشون. اونجا هم خشونت کم نیست ولی ربطی بین این خشونت ها و اسطوره های ورزشی شون ندیدم.

در مورد اروپا، الان فوتبال رو بورسه. اما جنگ های گلادیاتورها رو نباید فراموش کرد. رقابت گلادیاتورها هم برای مرگ و زندگی بوده. البته نه این ورزش اروپایی هاست و نه اینکه خیلی خشن هستن. هر چه هم که علاقه به فوتبال در اونجا زیاد شده، امکان جنگ کمتر شده. اینا رابطه ی علی ندارن ها. منظورم اینه که این هر دو، بازتابی از یک موضوع مشترکن. روحیه ی ملت های ساکن در اونجا. البته که در اونجا هم هیتلر رو داریم و خیلی های دیگه و خیلی جنگ های دیگه. در همون زمان هم فوتبال رو داشتیم (احتمالاً). این نشون میده که این حرف رو نباید اون اندازه مورد دقت قرار داد. یک استدلال علمی قوی پشتش نیست. ولی تمثیل هم نیست.

در میان اعراب. اونجا فوتبال خیلی مورد علاقه نیست. پول زیاد خرجش میکنن ولی علاقه کمی هست. ورزشگاه های خالی. کشتی کج و از این جور ورزشای خشن کم طرفدار نداره. احتمالا اسب سواری در اونجا سنت مهمی باشه. هر چند که به سمت ایجاد این ورزش و مثلاً شترسواری نرفتن. احتمالاً اسب سواری رو اونا نساختن. شمشیر هم یک موضوع مهم در اونجا بوده. فکر نمی کنم که کسی توان جنگ با شمشیرزنان عرب داشته. در اونجا احتمال وقوع جنگ کم نیست. زمین مساعدی هم برای ریشه دوندن تروریسم داره.

اما در مورد ایران. ایران نمونه خاص و جالبیست. ورزش اصلی مورد علاقه این مردم، از قدیم الایام کشتی بوده. رستم دستان اولین کشتی گیریه که میشناسم. هر چند خیلی از کشتی هاش با موجودات غیرانسانیه. مثلاً با دیوها. در این اسطوره، خیلی جنگ ها به کشتی ختم میشده. البته کشتی ها بدون خونریزی هم نبوده. مثلاً کشته شدن سهراب بدست پدرش رستم. ولی نفس کشتی، خیلی ورزش صلح دوستانه ای بوده و هست. حالا البته شنیدم که همین الان در یک بخش هایی از کشور، کشتی گرفتن ورزش خطرناکیه. برنده ی مسابقه ی کشتی (یا زورآزمایی مثل مچ زنی)، باید در مورد جونش نگران باشه. برنده ممکنه ناغافل از یه جا چاقو بخوره یا خفتش کنن. البته در چنین جایی، این ورزش واقعاً رشد هم نمیکنه.

قهرمان های اسطوره ایه کاملاً واقعی ایران هم کشتی گیر بودن. پوریای ولی. غلامرضا تختی. پوریای ولی کسیه که در همون کشتی که گفتم چقدر صلح دوستانست، بازیش رو برای جوانمردی میبازه. جنگ رو به صلح تبدیل کردیم و رقابت صلح آمیز رو هم برای جوانمردی باختیم.

تنها آلت جنگی رو که از شاهنامه به یاد دارم، گرزه. همین هم گویاست. فکر نمیکنم که ضربات گرز کاملاً مرگ آفرین باشه. هر چند مراجعه به گرز هم خیلی محدوده. خنجر هم هست ولی خیلی کمتر. کلاً مبارزات خیلی آرومن. پهلوانان این آب و خاک، اصلاً خشن نبودن. مرد بودن ولی خشن نبودن. حالا کسایی که مردونگی رو با خشونت مترادف میدونن و مدعین که با پایان ضرورت های خشونت، مفهوم مردانگی دچار مشکل شده، چرا به پهلوونای ایجا نگاه نمیکنن، بماند. به نظرم میشه مرد بود و مردونگی کرد، ولی در تمام عمرم، دستی به زور و ظلم بلند نکرد. مردی نبود فتاده را پای زدن/ گر دست فتاده ای بگیری مردی (پوریای ولی)

برای نتیجه گیری باید بگم که فکر می کنم مردم ایران اصلاً استعداد تجاوز ندارن. تروریستای خوبی هم ازشون درنمیاد. البته الان آسیب های اجتماعی زیادی درشون می بینیم ولی این در روحیه ی ملی ما جایی نداره. مردانی از ما که در موقعیت خشونت بودن، به صلح و صفا زندگی کردن. حقوق بشر رو برای اولین بار پدید آوردیم. خیلی ها از کوروش فقط به ایرانی بودنش مینازن. هم طرفدار کوروشن و هم برای همدیگه خط و نشون میکشن. ولی اگر به خویشتن بازگردیم، پرچمدار واقعی صلح در جهان (جهانی که آبستن بسیاری حوادث خواهد بود) میشیم.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
فرشته های آسمانی
شنبه 23 فروردین 1393 10:08 ق.ظ
سلام آقا امیر ...
ماشاالله آنقدر تند و تند مطلب های جالب میذارید که من به پای شما نمیرسم ...
مطلباتون هم بسیار علمی و منطقی ...
پیروز باشید
پاسخ امیر حافظ : سلام علیکم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo