تبلیغات
من چیستم؟ - برتراند راسل

خودافشایی های امیر

برتراند راسل

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:دوشنبه 18 فروردین 1393-11:50 ب.ظ

برتراند راسل از اون متفکرینیه که من خیلی بهش مشکوکم. به نظرم بیش از اینکه یک فیلسوف متفکر باشه، یک برند تبلیغاتیه. این البته یک حس بدبینی نسبت به همه ی چیزهای مربوط به کشور انگلیسه. مساله اینه که سالهاست که از انگلیس هیچ فیلسوف بزرگی ظهور نکرده. به شخصه، توماس هابز رو آخرین فیلسوف نامدار و صاحب نظر از این کشور میدونم. شخصی مثل جان استوارت میل رو هیچ شکلی نمیشه یک فیلسوف واقعی دونست. بیشتر شبیه یک روزنامه نگار کار کشتست. شما اینها رو با مارکس یا هگل مقایسه کنید. شخصی مثل کارل پوپر چقدر در فلسفه علم موثر بود و نمونه های انگلیسی در مقایسه باهاش چکار کردن. البته یه استیون هاوکینگ هم داریم که الان حرف زیادی برای گفتن داره.

نه فقط فلسفه، که همه چیز. چندتا فوتبالیست خوب معرفی کنید. پله، مارادونا و... در گذشته و الان هم مسی و رونالدو و... . بریم نزدیک تر، فوتبالیست اروپایی که می شناسید رو بگید! الان نه، مال قبل. یا اصلاً مال الان. قدیم که باجو و کلینزمن و... میاد والان هم فکر نمیکنم خیلی زود به یه انگلیسی برسید. تیماشونم خوب نیستن. فوتبالشون قشنگ هم نیست حتی. ولی تبلیغاتشون زیاده. همین دیوید بکهام تو زمان خودش فوتبالیست عالی ای نبود. یعنی خوب بود ولی قابل مقایسه با مثلاً زیدان نبود. ولی چقدر که پول درآورد. همین گَرِت بیل چقدر گرون دراومد. حالا فوتبالیست خوبیم هستا ولی نه اندازه قیمتش. منظورم اینه که تو همه چیز زیادی تبلیغات میکنن. تو فلسفه و فوتبال گفتم، خودتون بقیشو بگید! تو ادبیات، شکسپیر آدم بزرگیه. چالرز دیکنز هم آدم کمی نیست. ولی شما مقایسه کنید با داستایوفسکی  و تولستوی و آلبر کامو و ژان پل سارتر (که برای فلسفه هم میشد مثال زد) و خیلیای دیگه. حالا ول کنیم این بحثو.

برگردیم به همون راسل. شما یک نظریه بیارید که بگن مال راسله. یک ادعای نظری. یه حرف جدید. من هرجا اسم این آدم رو میبینم، همراه با یک مثاله خیلی جالبه. مثالاش واقعاً جالب و آموزندن. ولی حرف جدیدی در فلسفه نداره.

تصمیم گرفتم برای چنین حرفایی درنگ کنم. برم چیزی از راسل بخونم و بعد آدمی به این معروفی رو نقد کنم. البته حق نقد برای هر کسی هست. ولی ارزش نقد به میزان مطالعه ی افراد در مورد موضوع نقد بی ربط نیست. اگر خود راسل اینجا بود، احتمالاً این حرف رو نقد میکرد. من جاش یه مثال میارم. فرض کنید که آقای الف در فلان کشور یک حرفی زده و اسمش افتاده رو زبونا. هر چی می گردید نظریه ی این آدم هیچ جا نقل نشده. برای فهم این آقای الف میرید و کتاباشو میخونید. اصلاً میرید و یک نظریه از افکار این آقا درمیارید و اسمشو میزارید فلسفه الفی. البته مثال من به پای مثال های جالب راسل نمیرسه. ولی حرفی که میخوام بزنم اینه که جو آدمو نگیره. جرئت کنید و یه حرف تازه بزنید. هر چقدر عوامانه باشه بهتر از ستایش فلسفه ی ناموجود فرد دیگه ایه که باعث افزایش پرستیژتون میشه.

حالا خیلی هم تند نریم. منطق و ریاضیات (مرتبط با هم) زمینه هاییه که راسل خیلی معروف تره. من تو این زمینه ها مطالعه چندانی نداشتم. هر چند معلوم نیست که اونها راسل رو فیلسوف ندونن. بهرحال.کتاب تحلیل ذهن رو انتخاب کردم. یک ترجمه ی مضخرف. انگار که داری رساله میخونه. "احوط آن است که مستعشرٌ به در غایت خود به میل...". مفتضح است برادر من! مفتضح است خوادر (خواهر) من!

تا اینجای کار یه نقد به محتوای کتاب دارم. میخوام اینجا بنویسم ولی این پست زیادی طولانی شد. ببین آدم کجاها که نمیره. میذارم برای پست بعدی.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
rustichomicide527.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:19 ق.ظ
Wow that was strange. I just wrote an very long comment but after I clicked submit my comment didn't
show up. Grrrr... well I'm not writing all that over again. Regardless, just
wanted to say excellent blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo