تبلیغات
من چیستم؟ - مهندسی ژنتیک و روحیه سرمایه داری

خودافشایی های امیر

مهندسی ژنتیک و روحیه سرمایه داری

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 17 فروردین 1393-08:21 ب.ظ

ژن. این کلمه چه چیزهایی رو تداعی میکنه. برای بیشتر افراد (مخصوصاً کسایی که متخصص ژنتیک نیستن)،  این کلمه بیانگر نوعی جبره. جبر یعنی سرنوشت ما در جایی نوشته شده و قضا و قدر و این حرف ها.

قبل از اینکه حرف این پست رو بزنم مجبورم یه حاشیه ای برم که خودش میتونست یک پست دیگه باشه. ماکس وبر در کتابی با نام "اخلاق پروتستانی و روحیه سرمایه داری" یک رابطه ی مقطعی بین قضا و قدر گرایی موجود در مذهب پروتستان (و کالوینیسم) و ترقی خواهی افسارگسیخته (و انباشت سرمایه) عنوان میکنه. این رابطه مقطعیه و پس از مدتی دیگه لازم نیست که اصلاً چیزی به اسم پروتستانتیزم وجود داشته باشه. اسم این رو میزارن دلبستگی گزینشی.

یک انسان پروتستانتیست (یا کالوینی) با علم به اینکه سرنوشتش تعیین شدست، برای فهم اینکه به بهشت میره یا به جهنم، باید دارایی های خودش رو حساب کنه. به همین دلیلی نهایت تلاششو میکنه که بیشتر ذخیره کنه. به این ترتیب جبری که در این مذهب هست عملاً جبر نیست. اتفاقاً خیلی هم برانگیزانندست. بهرحال.

نقدهایی به این کتاب وارد شده. البته که روحیه ی جبرگرایی به هر شکلی مقدمه ی انباشت و توسعه نمیشه. خود وبر در این زمینه مثالی میزنه از هند. در هندوئیسم جایگاه فرد در درون نظام کاستی متصلبی معنا پیدا کرده که تکون نمیخوره. اگر شما فرزند یک گدا هستی، سعادتت در اینه که خودت هم یک گدا بمیری. این نوع جبر باعث عدم پیشرفت میشه.

حالا یک اندیشمند احمق (عجب متناقض نمایی) میتونه ادعا کنه که یک مذهب جبرگرا میتونه باعث تقویت روند توسعه بشه. مردم این مذهب (یا این تفکر) رو میگیرن و برای اثبات سعادتشون بیشتر تلاش میکنن. فرض می کنیم که این مذهب به اخلاق پروتستانی شبیه باشه و نه هندوئیسم. آیا این قضا و قدرگرایی برای این مردم مفیده؟ پاسخ اینه که خیر! در دوره ای هستیم که اثبات سعادت بیش از هر چیز با میزان مصرف سنجیده میشه. یعنی برای اثبات سعادت شما (به فرض اینکه همون اخلاق پروتستانی رو داشته باشیم)، به متراژ و موقعیت ملکتون، نوع و مدل ماشینتون، کالای منزلتون، مدل موبالتون و حتی مدرک تحصیلیتون و از این قبیل نگاه میشه.

به فرض اینکه سعادتی وجود داشته باشه و مهر خداوند اون رو تعیین کرده باشه، این باجناق ولخرج تره که سعادتمنده و نه شمای سخت کوشِ حسابگر. غیر از مصرف بیشتر و لوکس تر، شانسه که وجود داره. ملکی که یهو چقدر رفت روش و مثال های دیگه. البته چون مفهوم سعادت هم سست شده (چیزی مثل رفاه جاشو گرفته)، روش بدست آوردن منابع مالی چنین رفاهی هم مدنظر نیست. ولی ما نوع خوبشو می بینیم. در اینجاست که یک کارمند میتونه آخر شباشو تو آژانس (یا خطی) کار کنه و مثلاً هزینه ی مبلمان جدید یا لوستر و... رو دربیاره.

به نظر میرسه که این اخلاق پروتستانی در وضعیتی برای پیشرفت (یا انباشت سرمایه) مفیده که هنوز مصرف انبوه شکل نگرفته. به نوعی برای دوره ی تولید رقابتی مفیده و نه مصرف رقابتی (چشم و هم چشمی). چنین نقدی رو مثلاً میشه به نظریه اینگلهارت وارد کرد که حوصله ی توضیحش رو ندارم.

حالا برگردیم به اون کلمه ی اول. ژن. وقتی یک رفتاری دارای ریشه ژنتیکی قلمداد میشه، چه چیزی رو تداعی میکنه. رفتار تقریباً غیرقابل تغییر. البته به نظرم هر دو نوع جبرگرایی رو میتونه ایجاد کنه.

اگر ما اطلاعات ژنتیکی بالایی داشته باشیم، یک نظام کاستی تشکیل میشه که هر فرد، خودش رو در جایگاه خودش قبول میکنه. مخصوصاً اگر یک نظریه ی تکامل هم کاملاً پذیرفته شده باشه. ژنتیک بدون تکامل ممکنه به پسر بستنی فروش سر خیابون نادری بگه که ژن لازم رو برای تبدیل شدن به یک استاد فلسفه ی هنر در هاروارد داره. اما ژئتیک همراه با تکامل میگه که بهترین سازش تو با محیط زیستت (شامل محیط اجتماعیت) همین بستنی فروشیه و ژن ها همین رو انتخاب کردن. به این معنا، نوعی ژنوئیسم (ژن- هندوئیسم) رو خواهیم داشت. این تفکر البته میتونه در دوره ی مصرف رقایتی راهگشا باشه. مثلاً آدم قانع و کم مصرف رو به لحاظ ژنتیک توجیه کنه و تفکر بقا رو پیش بکشه. در هر صورت، این تفکر عوارض بیشماری هم داره که البته با اون اخلاق پروتستانی فرق داره.

اما اگر اطلاعات ژنتیکی ما ناقص باشه (که فکر میکنم تا آخر دنیا همینطور خواهد بود)، ما با جبر پروتستانی روبرو خواهیم بود. انسان با رشد اقتصادی و علمی و فیزیکی و... (هر نوع رشدی)، به خودش و فرزندانش اثبات میکنه که ژن دستیابی به اون اهداف رو دارن. فکر میکنم اکثر تحقیقات ژنتیکی هم همینطورین. یعنی با مطالعه ی آماری نشون میدن که فلان ژن در فلان گروه چقدر بیشتره و باعث این رفتار شده. من تلاش خودم رو میکنم و با کسب موفقیت به خودم و فرزندانم  و به متخصصین ژنتیک اثبات میکنم که ژن موفقیت رو دارم. یا ژن مردونگی و شهامت و دلاوری و... یا ژن اخلاق خوب و فداکاری و... به هرحال ترجیح نمیدم ژن پورشه و بنز خریدن رو انتقال بدم.

این نشون میده که نوعی اخلاقی ژنتیکی (که مبتنی بر ابطال پذیری بسیار محتمل یافته های تحقیقات علم ژنتیک باشه)، میتونه مدل مشابه مساعدی از اخلاق پروتستانی رو برای وضعیت کنونی عرضه کنه و جایگزین رقابت مصرفی کنونی بشه. رقابت ژنی به جای رقابت مصرفی.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
shafferwijqilcmdc.over-blog.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:17 ق.ظ
Everyone loves it whenever people come together and share
ideas. Great blog, stick with it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo