خودافشایی های امیر

اشارت های پست مدرن (3). فوکو

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 26 دی 1392-01:09 ق.ظ

ساختار چیزیه که فوکو بجای واقعیت میزاره. از نظر فوکو، ما بجای واقعیت ها با یک ساختار روبروییم که همه چیز در همون ساختار معنی پیدا میکنه.

به عنوان مثال، شما ساختار پزشکی رو ببینید. واقعیتی که هممون درک میکنیم اینه که باید برای حفظ سلامتیمون، به توصیه های پزشکی توجه کنیم. اما چیزی که برای ما اینقدر واضحه، در اصل یک ساختاره. مثلاً شما ساختار طب مدرن رو با طب سنتی مقایسه کنید. حجامت که در طب سنتی، خیلی دارای اهمیته، در پزشکی مدرن، مورد توهین هم قرار می گیره. و خیلی از داروهای طب سنتی به حاشیه میرن.

از طرفی، ساختارها خودشون رو حفظ میکنن. مثلاً شما مامایی رو ببینید. اینکه بچه رو بصورت طبیعی بدنیا بیاریم و یا اینکه سزارین رو داشته باشیم.

فوکو اعتقاد داره که هیچ تفاوت فراساختاری بین این دو روش وجود نداره. حجامت در طب سنتی به همون اندازه دارای اهمیته (و درسته) که جراحی (یا انتقال خون و ...) در طب مدرن. هیچ اصل بیرونی وجود نداره که بتونه بین این دوتا قضاوت کنه.

حالا شما اگر از گفتمان سلامت بیرون بیاید، از این هم جذاب تر میشه. دود. قلیان و سیگار در ساختار (گفتمان) "عشق و حال کن بابا. دنیا دو روزه"، به همون اندازه درسته که "من نمیخوام حتی یک لحظه از زندگیم با بی احتیاطی از بین بره" در ساختار (گفتمان) سلامت.

اما منافع افرادی که درون یک ساختار هستن، باعث میشه که اون رو تنها واقعیت موجود بدونن. کسی که از گفتمان "عشق و حال..." و یا گفتمان "طب سنتی" با دنیا روبرو بشه، از طرف متخصصین گفتمان طب مدرن مورد استهزا قرار میگیره. ولی مثلاً  استعمال دخانیات کاملاً ممنوع نمیشه. چون کمتر سیگار کشیدن میتونه کار و بار پزشکا رو کساد کنه.

مثال دیگه، مساله ی مرگ اختیاریه که توسط گفتمان طب (بطور کلی) محکومه. اگر افرادی باشن که مرگ رو به درمان احتمالی ترجیح بدن، منافع پزشکان مورد تهدید قرار میگیره. علت مقاومت در مقابل این موضوع، منافع گروهی از جامعست. فرهنگ سازی هم در همین راستا انجام میگیره.

اما در مقابل ساختار با ساختارشکنی مواجهیم. زیر سوال بردن پنداشت واقعیت محض بودن یک ساختار. بزرگترین ساختارشکنی رو باید در رفتار خود فوکو دید. فوکو یک همجنس گرا بود. این همجنس گرایی رو میشه نوعی ساختارشکنی دونست. البته این جمله یک جور توهینه. ولی باید قبول کرد که تایید بیش از حد فوکو به همین جا ختم میشه. اگر آزادی از بند ساختارها اینقدر خوبه، پس باید نزدیک ترین ساختارها رو شکوند.

اما در جهان پست مدرن، میشه برای ساختارها، جایگاه دیگه ای قرار داد. اگر این اندازه تند نریم و به وجود واقعیتی خارج از ساختار باور داشته باشیم، میشه از این هرج مرج فرار کرد. دستکم با تجزیه تجریبات به مراجعه ی بی واسطه  میشه به واقعیت نزدیک شد. البته حتماً گفته خواهد شد که همین محسوسات بی واسطه دانسته شده هم تحت تاثیر ساختارهان. اما این محسوسات به نامحسوسات ترجیح دارن. مراجعه به قدرت های احساس شده بهتر از خواب هاست.

اما این ساختار دانستن واقعیت های حتمی دانسته شده فوایدی هم داره. فوایدش در وجود یک دیدگاه انتقادیه. همین که بشه یک چیزی که واقعیت محض دونسته میشه رو نقد کرد، در این نگرش تشویق میشه. اما این انتقاد رو نباید بدون ارجاع به محسوسات انجام داد. در نهایت این دنیای واقعی (یا امر واقعی به تعبیر لکان)، به ما حمله میکنه.

بهترین و به یادمانده ترین خاطره ای که از حمله ی واقعیت به پندار ساختار دانستن اون شده رو من در آشپزی زانیار دیدم. رفت سیب زمینی سرخ کنه، پرش کرد روغن و همون اول توش رب گوجه ریخت. گفتم چرا این کارو کردی؟ گفتم میخوام ساختارشکنی کنم. بعد نصف سیب زمینیا سوختن، نصفشون نپخته موندن. واقعیت این بود که معده ی ما، تحمل این سیب زمینیا رو نداشت.

مثال دیگه رو باید در وضعیت اقتصادی ما (وضع تحریم ها) دید. اینکه مدام به گفتمان مقاومت مراجعه شد و دلار شد پنج هزار تومن و همه چیز گرون شد و بقیه ی آمارها. بالاخره تیغ واقعیت به استخون رسید و خواستیم که مساله حل بشه.

البته اینکه واقعیت رو صرفاً ساختار بدونیم، به همون اندازه اشتباهه که هر ساختاری رو واقعیت محض بدونیم. بهرحال باید جنبه منفعت جویانه ی هر تخصصی رو در دایره ی ساختار قرار داد.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات