خودافشایی های امیر

لیست های خبرگان

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:شنبه 1 اسفند 1394-12:34 ق.ظ

یک نکته ای درباره ی انتخابات خبرگان به ذهنم رسید. دو لیست منتشر شده و ظاهراً منتخبین حداقل در یکی از این دو تا لیست باشن. لیست جامعه ی مدرسین و لیست هاشمی. در تهران 16 نفر رای میارن و 30 نفری کاندید هستن. چند نفری در هر دو لیست هستن. نام این افراد به شرح زیره:

1. محمد امامی کاشانی

2. محمدعلی موحدی کرمانی

3. سید ابوالفضل میر محمدی

4. ابراهیم امینی

5. محمد ری شهری

6. قربانعلی دری نجف آبادی

7. حسن روحانی

8. محسن قمی

به نظرم این هشت نفر تحت هر شرایطی رای میارن. طرفداران هر دو لیست به این هشت نفر رای میدن (مگر در حالت خاصی که بعداً میگم). میمونه 8 نفر باقیمونده و رقابت در این بخشه.

هشت نفر هاشمی گرا:

1. اكبر هاشمی رفسنجانی

2. محمود علوی

3. محمدعلی تسخیری

4. محمد سجادی عطا آبادی

5. هاشم بطحایی

6. محمدحسن زالی ( فاضل گلپایگانی)

7. علی ناصری یزدی

8. محسن اسماعیلی

هشت نفر موجود در لیست جامعه ی مدرسین که در لیست هاشمی نیستن:

1. محمد یزدی

2. احمد جنتی

3. محمد تقی مصباح یزدی

4. سید محمدرضا مدرسی

5. علیرضا اعرافی

6. علی مؤمن

7. محمدباقر باقری کنی

8. غلامرضا مصباحی مقدم

یعنی 16 نفر برای رسیدن به 8 صندلی با هم رقابت می کنن. با توجه به اینکه هدف اصلی آیت الله هاشمی رای نیاوردن یک عده است و نه اینکه افراد خاصی مدنظرش بوده باشن، بهتر می بود که افراد بیشتری رو بصورت مشترک معرفی می کرد.

به نظر می رسه که هر جور فکر کنیم هشت نفر لیست هاشمی شانس بیشتری داشته باشن. مخصوصاً الان که از طرف رقیب هم مورد تبلیغ قرار می گیرن. اما یک ترفند خطرناک اینه که طرفداران لیست جامعه ی مدرسین فقط به سه نفر خاص خودشون رای بدن. یعنی تشکیلات مذهبی بر پایه ی تبلیغ همون سه نفر شکل بگیره. هشت نفر لیست مشترک که مجموعه آرای بیشتری دارن و رای اینها بدردشون نمی خوره. 5 نفر دیگه هم که رای آوردن و نیاوردنشون فرق نمی کنه. به عبارت دیگه نباید خودشون برای اشخاص زیر ذره بین رقیب بتراشن. البته تمام اینها فقط در حالتیه که رقابت پایاپای باشه. در حالتی که هشتای هاشمی با اختلاف شانس اول باشن، چنین کاری بی فایده است. به نظر می رسه که به علت سبد رای گسترده تر، چنین موضوعی صحت داشته باشه. ولی ممکنه سوابق بعضیا باعث بشه که با وجود قرار گرفتن در لیست هاشمی بازم رای نیارن یعنی مورد اعتراض طرفداران اصلاح طلبا باشن و از طرف دیگه طرفداری جامعه ی مدرسین هم فقط به همون سه نفر رای بدن.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

واقعیت اجتماعی

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 23 بهمن 1394-11:04 ق.ظ

دارم به واقعیت اجتماعی فکر می کنم.

چند وقت پیش داشتم کلیپ های شرارت در مازندران رو می دیدم. لات هایی که بعضاً هیکلشون در عالم لاتی ترس رو تو دل دشمناشون می ندازه. تمام این قدرت ها در زمان کوتاهی توسط پلیس جمع آوری شدن و الآن دارن آب خنک می خورن. قدرت سیاسی بر قدرت جسمی می چربه. قدرت پول هم بر قدرت جسمی می چربه. شما اگر پول داشته باشید، می تونید قوی ترین افراد رو به زانو دربیارید. اگر قدرت سیاسی داشته باشید، می تونید پولدارترین افراد را به کرنش وادار کنید. سرمایه دار سریال شهرزاد در یک نامه چنان تملق حسین شریعتمداری (مدیر مسئول کیهان) رو میکنه که همه تعجب میکنن. موضوع اینه که این فرد می فهمه که قدرت سیاسی بر تمام پول و روابطش می چربه. اما این تمام ماجرا نیست. قدرت سیاسی در زیل قدرت واقعیت اجتماعی قرار داره. در اینجا یک پیشوند "واقعیت" میاد. چرا؟ چون قدرت اجتماعی در افراد جمع نمیشه و افراد صرفاً میتونن عوامل سیاسی اون باشن. خاتمی مهره ی یک واقعیت اجتماعی قدرتمنده. در مقابل واقعیت اجتماعی، خاتمی رو میشه یک عروسک خیمه شب بازی دونست. روحانی و هاشمی و همه ی اینها هم در مقابل واقعیت اجتماعی جامعه ی ایرانه که مجبور به تسلیم میشن. همین واقعیت اجتماعیه که باعث میشه مردم نسبت به قدرت سیاسی که آقایان موسوی و کروبی رو به حصر انداخته سکوت کنن و قدرت سیاسی حاکم بر ماجرا باشه. به عبارت دیگه، واقعیت اجتماعی رو چه بپذیریم و چه نپذیریم، نیروی خودش رو بر ما وارد میکنه. این قدرت اجتماعیه که به تدریج قدرت های دیگه رو در تحت سلطه ی خودش میاره.

واقعیت اجتماعی موضوع مهمیه که اغلب اصلاً دیده نمیشه. وقتی یک سال پیش مرتضی پاشایی فوت کرد، خیلی ناگهانی شاهد یک رویداد اجتماعی خیلی خاص بودیم. قدرت واقعیت اجتماعی اینقدر زیاده که کلی آدم کار و زندگیشون رو ول میکنن و مشغول مراسم ترحیم کسی میشن که به سختی میشه گفت نیمی از جمعیت کشور اسمش رو قبل از مرگش شنیده بودن. قدرت واقعیت اجتماعی یا همون ساختارهای همیشه در حال تغییر جامعه اینقدر زیاده که تمام قدرت های دیگه رو به کرنش وامیداره.

تغییرات فرهنگی و در کل تغییراتی که در ارزش های افراد جامعه رخ میده، نیروی خودش رو به همه وارد میکنه. مطلب دیروزم درباره ی سخت جونی اصلاح طلبا به همین واقعیت اجتماعی ختم شد. واقعیت اجتماعی باعث میشه که هر حربه ای که در مقابلشون پیاده میشه، به بن بست میخوره. در ترمودینامیک می خونیم که آنتروپی سیستم ها مدام در حال افزایشه و گویی که هیچ نیرویی نمی تونه دائماً بر خلاف جریان تبدیل انرژی ها به گرما عمل کنه.

خوشم اومد که به عمق قدرت واقعیت اجتماعی پی بردم. اینکه فاعلیت در کجاست و این سیاستمدارا کجای این بازی هستن، نیاز به تفکر و تامل بیشتری دارن. فعلاً علی الحساب آدم ها را عروسک های خیمه شب بازی واقعیت اجتماعی فرض کنیم؛ دست کم در بازه ی زمانی غیر کوتاه.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رد صلایت و سخت جانی اصلاح طلبا

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 22 بهمن 1394-11:21 ب.ظ

به این فکر می کنم که این اصلاح طلبا تو فضای سیاسی ایران چقدر سخت جان و نامیرا شدن. یعنی به هیچ شکلی نمیشه حذفشون کرد. هر حرکتی در جهت حذفشون، قوی ترشون می کنه.

سال 92، کاندیدای اصلیشون هاشمی بود که رد صلاحیت شد. همین مساله باعث موفقیتشون تو انتخابات شد. چه بسا که خود هاشمی اینقدری رای نمی آورد که روحانی آورد. موضوع اما بزرگتر از این حرف هاست. روحانی آنقدرها اصلاح طلب نبود که الآن هست.

همین موضوع درباره ی انتخابات امسال هم داره اتفاق میفته. خیلی از اصلاح طلبای مطرح رد صلاحیت شد. اما این موضوع به دو شکل به نفعشون تموم میشه. اول اینکه از این طریق حالتی مظلومانه تر می گیرن و رایشون تضمین میشه. دوم اینکه از دو طرف جذب نیرو میکنن. اول اینکه نیروهای جوونی وارد جمعیتشون میشن و در پله های مختلف شاهد ارتقا جایگاهشون هستیم. همین عارف تا چهار یا پنج سال پیش در حد سرلیستی این جریان نبود. در سطوح مختلف شاهد رشد نیروهای اصلاح طلب هستیم. دوم اینکه نیروهای میانه و منعطف رو جذب میکنن. الآن بحث ائتلاف با رهپویان و صدای ملت و این هاست. یک روزی، هاشمی رو همین طوری جذب کردن. در هر انتخاباتی، عده ای از نیروهای سیاسی مجرب به این شیوه به جمعیت اصلاح طلبا وارد میشن. در عمل، رد صلاحیت به یک نعمت پنهان برای اصلاح طلبا تبدیل شده.

انتخابات مجلس خبرگان هم چیزی شبیه این داره میشه. بازی دو سر سود هاشمی که هر جوری فکر میکنم نمیشد ازش بازنده بیاد بیرون. اول اینکه به بهانه ی انتخابات، شخص اصیل و محترمی مثل سید حسن خمینی رو به عنوان یک قطب سیاست در ایران مطرح کرد. به بهانه ی انتخابات، عده ای از مراجع به تائید سید حسن پرداختن و تمام اینها به یک نوعی در سرمایه ی سیاسی این شخص پس انداز میشه. امروز تصویرش به روی بنرهایی رفته بود و البته بنرها جمع شدن. در آینده، بیشتر بر روی بنرها و پوسترها و غیره می بینیدش. تقابل پیش اومده بین ایشون و شورای نگهبان هم به شکلی زیرپوستی ادامه پیدا میکنه و اسباب دردسر میشه. دوم اینکه مجلس خبرگان رو به مجلسی سیاسی تبدیل کرد. هیچوقت اینقدر سیاسی به این مجلس نگاه نشده بود. این موضوع در ادامه اشکال پیچیده تری پیدا میکنه. سوم که به نوعی از دوم نتیجه میشه، جذب نیروهایی جدید در سطوح بالای آیت اللهیه. طوری که از اخبار دراومده، قراره لیست هایی در حمایت از هاشمی دربیاد و آیت الله هایی با سرلیستی ایشون در انتخابات رای بیارن. مطمئناً این اشخاص باهاش همدل و همراه نیست؛ دست کم نه بطور کامل. اما با این انتخابات باهاش همدل تر و همراه تر میشن.

معلوم نیست که عمر آیت الله هاشمی به این بازی ها ختم بده، اما تمام این بازی ها ادامه پیدا میکنن و اصلاح طلبا که روز به روز گسترش پیدا میکنن، نیرومندتر میشن.

اما علت این جریان در حال گسترش نیروهای منتقد درون نظام چیه؟ به نظرم ربط زیادی به استراتژی های اصلاح طلبا یا رفتار اصول گراها و یا شورای نگهبان نداره. البته اینها بی تاثیر هم نیستن. تائید صلاحیت بیشتر اصلاح طلبا شاید باعث تشتت و رقابت بیشتر بینشون میشد (مثل الآن اصول گراها)، اما خطر وحدت پیدا کردنشون مثل سال 92 بیشتر بود. چرا؟ چون این جریان پدر و مادر پیدا کرده. رهبرانی هستن که به این جریان وحدت میدن و بدنه ی اجتماعی فراگیری هم دارن. در یک کلام قدرت رهبری وحدت بخش در سلسله مراتب جریان اصلاح طلبی دیده میشه. اما تائید صلاحیت، موضع مظلومیت رو ازشون می گرفت و بیشتر مسئولیت برشون بار می کرد. چیزی شبیه انتخابات شورای شهر سال 78 که اصلاح طلبا رو ظرف چند سال تو اغما برد. اما فارغ اط این تحلیل های سیاسی، به نظرم قدرت اصلاح طلبا در واقعیت های اجتماعیه. قدرت این جریان رو باید با مطالعات اجتماعی و با استفاده از تبیین های امثال دورکیم و وبر و پارسونز فهمید. این واقعیت اجتماعیه که سیاستمداران رو بر سر راه میاره. به نظرم اصلاح طلبی (و نه اصلاح طلبا) به طرز خاصی بر بعضی واقعیت های اجتماعی سوار شده و از این واقعیت هاست که نیرو می گیره. واقعیت اجتماعی مثل واقعیت فیزیکه. مثل فولاده که اگه بر سرت بخوره این سرته که میشکنه. واقعیت سیاسی هم همینطوره و کسایی که به اوین و کهریزک رفتن، خوب واقعیت سیاسی رو میفهمن، اما واقعیت اجتماعی با قدرتی چندین برابر به واقعیت سیاسی حمله میکنه و اون رو از درون میخوره. به شخصه صحنه های جالبی از خوردگی در فلزات سخت فولادین دیدم. عملکرد اصلاح طلبا رو میشه به چیزی شبیه پدیده ی کاویتاسیون تشبیه کرد که حوصله ی توضیحش رو ندارم ولی اکثر مهندسا میدونن چیه.

در هر حال سخت می تونم به روزی فکر کنم که سیاست در ایران بدون اصلاح طلبا معنی پیدا کنه. واکسینه شدن و گویی نظریه ی بازی ها در تاروپود این جریان جا گرفته.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سفر جدید

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 22 بهمن 1394-07:37 ب.ظ

چند وقت پیش باز هم تهران بودم. اگر اولین باری نباشه که به وبلاگ من(دقیقاً حس مالکیت کردم الآن!) سر می زنید، نمی دونید که زیاد سفر می کنم و بعضاً یه چیزایی درباره ی سفرهام می نویسم.

این بار چه چیز قابل ذکری دیدم؟! این بار زیاد سوار سرویس های بی آر تی و مترو شدم. یه چیزی زیاد به چشمم اومد. تراکم مردم در کنار درها و فضای واقعاً آزاد در فاصله ی درها. من از در فاصله می گرفتم تا کمی اکسیژن بگیرم و برای همین هم به وضوح این تفاوت رو می دیدم و حس می کردم. به شخصه هیچ توجیه فنی یا اجتماعی در واقعیت ندیدم و نیافتم.

تازگیا یه برنامه ی جالبی از تلویزیون پخش میشه به اسم جیوگی. به نظرم همین موضوعی که گفتم رو میشه در اون برنامه آورد. البته خودش قطعاً یک اتفاق خاص نیست، بلکه بیشتر به نظر می رسه که نشونه ای از یک واقعیت بزرگتر داشته باشه. نمی خوام به نظریه های جامعه شناسی و اینها متوسل بشم، اما می دونم که بسیاری از یافته های علمی از همین جا شروع شده و اول نشونه ها بودن که نظریه رو ساختن. این نشونه ها (فکت ها) هستن که نظریه ها رو غنی می کنن. این نشونه به نظرم خیلی خاص و بی نظیر بود.



نوع مطلب : زندگی من  افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تساهل و مدارا

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 17 دی 1394-01:33 ق.ظ

در تمام مطالعات سیاسی و جامعه شناسی و روانشناسی که تابحال داشتم، یک تمایز اساسی همیشه ذهنم رو مشغول خودش کرده. به یک نوعی میشه گفت که آدم ها بر مبنای همین تمایز از هم جدا میشن و با هم برخورد میکنن. اما اون تمایز چیه؟

تساهل و مدارا. آدم هایی که چنان به باورشون ایمان دارن که هر انحرافی از اون رو دشمنی تصور میکنن. فرقی نمیکنه که این باور چی باشه، مهم عدم تحمل هر تفاوتیه. داعش هر گونه تفاوت در رعایت آداب و آیین خودش رو دشمنی می دونه. کیم جونگ اون (حاکم کره شمالی) یک بار شوهرعمش رو به جرم "کف زدن با شور و حرارت کم" انداخت جلوی سگ ها. یعنی تفاوت رو در کجا پیدا کرد و با چه برخورد خشنی جوابش داد. غیر از گروه های خشن اسلامی مثل داعش و طالبان و دیکتاتورهایی مثل کیم جونگ اون، این تحمل ناپذیری رو در بسیاری از مدعیان بی طرفی مذهبی و لیبرالیسم سیاسی هم میشه دید.

فی المثل در جامعه ی ما گروهی وجود دارن که اختصاصی ترین نامی که میشه بر روشون گذاشت "باستان گرایی". باستان گراها از گذشته ی قبل از اسلام ایران دفاع میکنن، اما هیچ چیز مفیدی در اسلام نمی بینن. بعضی مواقع با گروه های های ضداسلام هم تعارض دارن. استادی داشتیم به اسم احمد نقیب زاده که علاوه بر باستان گرایی (که خودش ملی گرایی می نامیید، اما ملی گرایی کلی تره) به اصل عدم جمع پذیری اسلام و هر چیز دیگه ای باور داشت. اسلام از نظر امثالهم نمی تونه با دموکراسی جمع بشه و شما می تونید کلمه ی دموکراسی رو با هر واژه ای عوض کنید. با استاد دیگه ای به تعارض (و بعضاً یقه کشی) رسیده بود که اتفاقاً اون هم همین باور رو داشت، اما در سمت مخالف.

حاجی ناصری عنوان درس های مختلفی رو در مقاطع مختلف تدریس می کرد، ولی تفاوت تقریباً فقط در عنوان ها بود. محتوای درس ها پیگیری همون اصل قیاس ناپذیری و جمع ناپذیری افکار و نظریات بود. این یکی به واقعیتی هم باور نداشت که بتونه قضاوت بین نظریه ها رو به عهده بگیره. نهایتاً به قدرت به عنوان مبنای قضاوت نگاه می کرد. ما و خداهایمان با هم می جنگند.

کوهن در فلسفه ی علم مورد ارجاع این دوست قرار می گرفت. کسی که کلیت حرفش اینه که نظریه های علمی جمع پذیر نیستن. البته که در بسیاری موارد، واقعیت خلافش رو نشون داده. کما اینکه فیزیک مکانیک نیوتنی و نسبیت انیشینی با هم تعارض بزرگی پیدا نکردن و هر دو در قسمت هایی کاربرد دارد. البته در برخی موارد تعارض شدیدتره. مثل طب سنتی و مدرن. به نظرم در اینجا هم عدم تساهله که تاثیرگذاره. چه اینکه اکثر پزشکان مدرن هیچ اعتقادی به طب سنی ندارن و از هر فرصتی برای شکستنش استفاده میکنن.

لیبرال هایی هم هستن که در همین فضا تنفس میکنن. هر تفاوتی رو محکوم میکنن. علم گرایانی هم به همچنین. در شخصیت شناسی روانشناسانه هم به چنین آدم هایی بر می خوریم. آدم های نرم خو و به قول حافظ اهل مروت با دوست و مدارا با دشمن.

منطق فازی. معنای این عبارت اعتقاد به محدود نموندن در تحلیل صفر و یکیه. اعتقاد به اینکه به غیر از سفید و سیاه، رنگ های دیگه ای هم داریم. عدم اعتقاد به اینکه هر که با ما نیست، بر ماست (دشمن ماست). روس ها مسلمون نیستن ولی در سیاست خارجی ما نقش پررنگی دارن. عربستان یه کشور مسلمونه ولی اوضاع رابطمون اینه. کسایی که به تحلیل صفر و یکی باور دارن، باید روسیه و عربستان و آلمان و ونزوئلا رو با یک چوب بزنن.

در سیاست داخلی گروه هایی وجود دارن که اینچنین هستن. به نظرم جبهه ی پایداری نمادی از این گروه هاست. مرکز ثقل گفتمان اینها مبارزه با فتنه است. با دوستی از این گروه بحث می کردم و مباحثه رو کشوند به خیانت های سران فتنه. من می خواستم تمایز قالیباف و جلیلی رو براش روشن کنم و از گفتمان کارآمدی استفاده می کردم و اون از فتنه و توطئه ی اصلاح طلبا. در این مورد خاص، یک گروه سیاسی در حول تعارض با گروهی دیگه شکل می گیره و تمام استدلال هاش در حول این تعارضه.

این تمایزیه که در زندگی روزمره زیاد باهاش روبرو شدم. خلیلی مواقع دوستانی بودن و هستن که در موضوعی با من تفاوت داشتن و دارن، اما این تفاوت ارزش ترک رابطه و حذف دوست مذکور رو نداره. در واقعیت، دنیای بدون تفاوت ممکن نیست اما دنیای بدون دشمنی ممکنه.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سکس و افکار متناقض

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:چهارشنبه 9 دی 1394-08:02 ق.ظ

یک موضوعی که بعضی مواقع خیلی تو ذوق آدم میزنه، توجه بیش از حد به سکسه. افراد وقتی که می بینن که فردی با افکاری مختلف اینقدر درباره ی موضوعات مرتبط با سکس حرف میزنه، برخوردشون همراه با تمسخر و تحقیر میشه. اما جالب اینجاست که لحظاتی قبل خودشون رو در همون حال میشد دید.

پیامبر اسلام (ص) وقتی ازش پرسیده شد که چه چیزهایی رو بیش از همه در این دنیا دوست داره، گفت عطر و نماز و زن. بخشی از احادیث و روایات که بعضاً سانسور میشن در ارتباط با سکس هستن. احکام فقهی ولی معمولاً سانسور نمیشن. بالاتر از همه ی اینها حجاب قرار داره. محدودیت کردن جلوه ی زن.

مخالفین اسلام چطور؟ ضداسلام ها چند دستن و هیچ کدوم از این دسته ها رو در حال مخالفت با اساسی بودن رابطه ی جنسی نمی بینیم. مثلاً کسی که روانشناسی فروید رو از بره و سیر تا پیازش رو میدونه، تمام بحث ها رو به موضوع رابطه و علاقه ی جنسی می کشونه. کسی که نظریه ی داروین رو خونده باشه هم میدونه که در این نظریه همه چیز درباره ی تولید مثله و تولید مثل باید به نوعی در بدن و در مغز استخون انسان ریشه بدوونه. بخشی از نظریه ی داروین به انتخاب جنسی می پردازه. این بخش اگرچه بی ارتباط نیست (اینکه عضوی از بدن حیوان نر فقط برای جذب ماده تکامل پیدا کرده باشه)، اما سکس داروینی به همین جا ختم نمیشه. برگردید به همون تولید مثل.

نظریات فمینیستی اصولاً در رابطه با جنسیت طرح میشن. ساده انگاریه که مرز پررنگی بین جنسیت و رابطه ی جنسی قائل بشیم. اتفاقاً بیشتر حوزه ی کنش جنبش های فمینیستی به بروزهای جنسی برمی گرده. ممکنه کسی معتقد باشه که حجاب ربطی به سکی نداره، اما معنای اجتماعی این دو به هم نزدیکه. محجبه ها و بی حجاب ها معمولاً سعی برای رد این ارتباط نمیکنن. اصولاً اگر حجاب با امر جنسی در ارتباط نباشه، پس با چه موضوع دیگه ای میتونه ارتباط داشته باشه. بالاتر از این، وقتی به قول شاعر نان روز از برای سکس شب است، پوشش می تونه بی اعتنا به سکس شب است باشه؟

جریانات لیبرالیستی و اومانیستی هم که بماند. واقعیت جامعه هم بماند که ازدواج چقدر از بحث های اجتماعی مردم و قانون رو تشکیل میده.

همه ی اینها هست و زمانی که به گروه مخالف می رسید، با تمسخر و تحقیر بر روی موضوعات سکسی مطرح در افکارشون انگشت می زارید. جالبه که اتهام های جنسی که به طرف مقابل زده میشه، بعضاً دوگانه است. هم بخاطر دوری از سکس و هم به خاطر نزدیکی به اون طرف

جدای از اینها، یک آماری می دیدم که می گفت یک چهارم جستجوهای صورت گرفته در اینترنت مربوط به پورنوگرافیه. اگر فرض کنیم که بقیه ی وب گردی ها (مثلاً مواقعی که اسم سایت رو می دونیم) آماری نزدیک به این رو داشته باشن، این یعنی یک چهارم اینترنت مربوط به سکسه. کانال های تلگرام اگرچه از این نظر محدود میشن، اما جوک های جنسی پرتکرارترین مطالب اونهاست. با تمام این اوصاف باز هم بعضی تعجب میکنن یا فکر مخالفشون رو فقط محکوم میکنن.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فروش نفت

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:شنبه 28 آذر 1394-10:50 ق.ظ

وقتی فردی با تقریباً 20 سال وزارت و بیش از 10 سال وزارت نفت به مجلس معرفی شد تا رای اعتماد بگیره، تقریباً همه ی کسایی که به نوعی از نفت سر در می آوردن و گذرشون به بنزین خونه (عمومی ترین جایی که با نفت ارتباط داشته باشه) هم خورده بود، خوشحال شدن که الانه که تولید بره بالا، فازهای پارس جنوبی یکی بعد از دیگری افتتاح بشه و غیره. دیپلماسی نفت اونقدر تاثیرگذار بود که به نظرم اراده ی قوی و انگیزه ی خلل ناپذیر دولت در رسیدن به توافق هسته ای هم تا حدی به این خاطر بود.

اما مصاحبه ها وزیر نفت تو این یکی دو ماه اخیر رو که می خونی، مغزت سوت میکشه. با کشورهای مدعی که هر کدومشون سهم بزرگی از بازار رو دارن چنان صحبت میشه که انگار کارمند دون پایه ی فلان دکل رو توبیخ میکنه. اگر این آقا وزیر خارجه شده بود که الان معلوم نبود کجا داشتیم با تانک و توپ و تفنگ ور می رفتیم. عجیبه که اندکی سیاست هم دیده نمیشه.

در همین رابطه مقاله ی جالبی در روزنامه ی جوان و به نقل از اون جا در سایت جهان نیوز منتشر شده که اینجا میزارم:

http://www.jahannews.com/vdcdjx0o9yt09z6.2a2y.html



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شورایی شدن رهبری

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 27 آذر 1394-11:56 ب.ظ

گویا چند روز پیش هاشمی رفسنجانی حرف هایی از قبیل شورایی شدن رهبری و ... زده و هنوز هم واکنش ها بهش ادامه داره. جدا از اینکه این شخص اونقدر در خودش بزرگی می بینه (و در واقع بزرگ هم هست) که در این سطح سخن بگه و نوع رقابتش الان برای گرفتن زمام قدرت در این سطح از قدرته، چیز جالبی در شورایی شدن می بینم.

موضوع شورایی شدن رهبر شاید ارزش یک نگاه مصلحت جویانه از طرح حاکمیت رو داشته باشه. شما وضعیت امروز رو با 26 سال پیشی که رهبری عوض شد مقایسه کنید.

در اون سال و اون اوضاع (جنگ تازه تموم شده و...) هم مردم اقتدار یک شخص رو می پذیرفتن و هم صاحبان قدرت در برابرش کرنش می کردن. شخص رهبر در مدت کمی می تونست (و تونست) پایه های قدرت خودش رو محکم کنه. حالا اما اوضاع متفاوته.الان هر کس که اندک قدرتی هم داره، رو حرف رهبر اما و اگر می یاره. سال به سال هم وضع فرمانبری از رهبر بدتر میشه. اگه تا دیروز رئیس جمهور قهر می کرد و نچ نچ راه مینداخت، الان وزرا ان قلت میارن. چار روز دیگه نماینده های مجلس دست بالا میکنن. مجلس خبرگان رو چکار کنن که دو روز دیگه بلندگوهاش مهم میشن.

حالا درباره ی جانشینی فکر کنید. الان که یه نفر با این پایه های 26 سال روز به روز محکم شده باید هر روز موضع گیری کنه، رهبر بعدی میخواد چطوری این همه مدعی رو راضی نگه داره. اصولگرا و اصلاح طلب دهن خودشون رو سرویس میکنن تا سر اتخابات های محلی به وحدت برسن و غالباً هم نمی رسن، اون وقت سر چنین موضوع مهمی کل مملکت بخواد به وحدت برسه. اگه نگیم محاله، دست کم میشه گفت که خیلی بعیده.

اما چه باید کرد؟ شورایی شدن. موضوع اینه که شورایی شدن نباید در بحران پدید بیاد. شورای متولد بحران شورای باده. تقسیم قدرته و متزلزل. از حالا حرفشو بزنن؟ الان زوده. چرا؟ چون پایه های قدرت کنونی رو سست میکنه. دو روز بعدش یه عده میگن چرا برا بعد؟ بزار همین الان اینجوری بشه. در کل با سست شدن پایه های ولی فقیه، اولیاء فقیه قد علم میکنن.

به نظرم بهترین کار، کلی کردن موضوعه. هیچ خبر قطعی درباره ی آینده ی سیستم راس سیاسی داده نشه. تکیه بر عقلانی بودن و عقلانی موندنش باشه و نه بر جزئیات اتفاقاً مهمش.

البته قدرت قوانین خاص خودشو داره. هر کس حرفی رو بر اساس اهداف شخصی خودش میزنه و سیاستی رو در اون راستا پیگیری میکنه. یکی حرف از شورایی شدن میزنه که قدرت رو تو آخر عمری سهیم بشه (و از این چاهی که ممکنه توش محو بشه در بیاد) و دیگری حرف از حفظ سیستم میزنه چون میدونه چه چیزایی بدون این سیستم براش از بین میره. اینکه خروجی یک سیستم به نفع کلیت سیستم باشه، امر محتومی نیست و این اصلیه که تحلیل ها اغلب ازش غافل میشن. این همه فلسفه می بافیم که فلان عمل در بهمان شرایط به نفع سیستمه اما اجزای مهم سیستم معلوم نیست که به نفع اون بخوان عمل کنن. علت دشمن بودنشون نیست، بلکه حب نفسشونه. خرده سیستم های ناهماهنگ ناموزونن که سیستم رو وامی پاشونن.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جملات قصار مترو

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 27 آذر 1394-11:00 ق.ظ

یکی دو هفته ی پیش تهران بودم. جمله ی جالبی رو در مترو دیدم که ارزشش رو داره اینجا بزارم. البته اصلش یادم نیست ولی مضمونش چرا.

گفته بود که وقتی به کسی کمک می کنیم، سه نفر شاد میشن؛ کسی که بهش کمک میشه، کسی که داره کمک میکنه و کسی که شاهد این کمک کردنه.

من در موقعیت های مختلف، تو هر سه وضعیت قرار گرفتم و بارها شاد شدم. ولی این نفر سوم، شادی این رو هیچ جا ندیده بودم.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انتخابات امسال

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:چهارشنبه 25 آذر 1394-05:04 ب.ظ

یک موضوعی که درباره ی اصلاح طلبا به نظرم میرسه اینه که این دسته توان حفظ قدرت رو ندارن. هر وقت که قدرت رو در دست می گیرن اینقدر تند میرن که تهش به باتلاق می رسن. شاید این خصوصیت هر جنبش اصلاحی باشه. وقتی به هدفی می رسی باید به هدفی بالاتر فکر کنی والا دچار انجماد میشی و یک طور دیگه کلکت کنده است. این از اصلاح طلبا هم فراتر میره. احمدی نژاد که ذوب در ولایت بود، از یه جا به بعد بهش گیر میدادن که چرا بخار در ولایت نیستی. یکبار گفته بود که رابطه پدر و فرزندی داره با آقا؛ شخصی گفته بود که غلط می کنی که می گی پدر و فرزند! ممکنه یه روز حرف پدرت رو گوش ندی، ولی حرف آقا بالاتر از این حرفاست. یعنی اینطوری بهش گیر میدادن. چرا چون محصول حاصل بی فایده است (!) و باید برا بیشترش تلاش کرد.

اصلاح طلبا هم همین تندروی رو دارن. قبل از سیاستمدارای اصلاح طلب، بدنه ی اجتماعی شونه. کسایی که به اصلاح طلبا رای دادن که از دست احمدی نژاد خلاص بشن و تو گرداب سعید جلیلی نیفتن، چار روز بعد شعار رفع حصر می دادن و... . در اصل هم همین بدنه ی اجتماعی که این گروه رو به جایی می کشونه که از صحنه حذف بشن. همین بدنه ی اجتماعیه که سر موقش انتخابات رو تحریم می کنه و رقیب رو پیروز.

به نظرم اما شورای نگهبان می تونه بازی رو عوض کنه. امسال دارودسته ی لاریجانی و کلن اعتدالیون راست شانس اول برد رو دارن. چرا؟ چون هم اینور رو دارن و هم دشمنی اونور رو ندارن. هم تائید شده ی حتمی هستن و هم چپ ها رو دارن. اتفاقاً با علم به این موضوع و احتمال بالای رد صلاحیت اصلاح طلباست که اینقدر چپ میزنن. سیاست حکم میکنه که جای خالی بازی رو پر کنن و میکنن.

اتفاقاً اصلاح طلبا هم که بیشتر سر عقل اومدن به این موضوع تن میدن. خیلی از رای شناسنامه ای ها و کلن قشر وسط جامعه هم که در نهایت سر صندوق حاضر میشن، به بازی شون کمک میکنن. بازی اگه گذاشته بودن.

جناح میانه رو اصول گرا در عین اینکه مجال اصلاح طلبا برای گسترش حوزه ی فعالیت (فرهنگی سیاسی) رو گسترش میده، انتظار رسیدن به خواسته هاشون رو هم محدود میکنه. اگر اوضاع اونطوری نیست که باید باشه به خاطر اینه که ما رو فلان موقه رد صلاحیت کردن. این جمله رو میتونن با صدای رسا اعلام کنن. اگر شورای نگهبان تائیدشون بکنه، وضع براشون سخت تر میشه. به شخصه فکر می کنم که به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای از بداقبالی های دولت بود. دو سال تمام هر عیب و نقصی که اقتصاد مریضمون داشت گذاشتن به حساب تحریم ها و حالا اینقدر هم پوپولیست نیستن که از کلاه رفع تحریم ها برای خودشون نمدی ببافن.

البته این موضوعات در قالب جنگ قدرت بزرگتری که جریان داره، چیز دندون گیری نیستن. حاکمیت میدونه که اصلاح طلبا خطرناک ترین دشمن قسم خوردشن ولی اینم می دونه که تو این جنگ خودی معنا نداره. به نظرم ته این هرج و مرج نزاع بر سر قدرت نامعلومه، مگر اینکه دست شعبده بازی هفت خط از آستین دربیاد که کاری کنه که هیچ کدممون نمی دونیم چه کاریه. کاری که به حقه های شناخته شدمون راه پیدا نکرده. شاید اگر ترکیب شورای نگهبان شامل 12 مهندس خبره ی سیاست می بود، چنان مهره ها رو می چیدن که دست طرف رو به هوا بدن. بعضن دیده شده که کسی باید رد میشده و همه به رد شدنش مطمئن بودن، اما نشده و یه بنده ی خدای دیگه ای که کسی به رد شدنش فکر نمی کرده قشنگ رد شده. این از اون بازی های حساس سیاسته که به نظرم الان بازیگری نداره. چون خودی نیست که بخواد از این سیاستا رو کنه.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :40
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات