خودافشایی های امیر

طعم گیلاس

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 1 مرداد 1395-10:02 ب.ظ

دیشب فیلم طعم گیلاس رو دیدم. دارم فیلم های کیارستمی رو مرور می کنم. چقدر دیر.

چند وقت پیش کواکبیان گفته بود "خالق طعم گیلاس در فصل گیلاس به خدای آفریننده گیلاس پیوست" و با این حرفش خیلی شوخی شد. مثلا یه نفر گفته بود "ممنون آقای کواکبیان که چون گل کوکب؛ در فصل کوکب؛ کوکب وار نظر کوکبی دادی!" و یکی دیگه هم گفته بود "خالق طعم گیلاس در فصل گیلاس به سمت گیلاس فروشی های مرکز شهر میرفت که ناگهان پروفسور سمیعی وی را هدف گلوله قرار داد".

این فیلم جایزه نخل طلای کن رو گرفته. فکر می کردم ارزش دیدن نداشته باشه و خیلی مستندوار باشه، ولی واقعا زیبا بود. یعنی معنا داشت. حقیقتش این چندوقته اینقدر فیلم زرد دیدم که هر فیلمی کمترین معنا رو هم داشته باشه، خوشم بیاد. به نظرم این فیلم در سطح صد فیلم برتر آی ام دی بی هست با این تفاوت که با زبان فارسی یعنی با زبان خودمون ساخته شده. فیلم زیرنویس انگلیسی داشت و به وضوح متوجه میشید که حرف ها چقدر متفاوت از اونچه گفته میشن، ترجمه میشن. اینکه زبان اصلیمون انگلیسی نیست معنیش اینه که کلی فیلم زیبا رو با واسطه می بینیم و لذت کاملی از دیدنشون نمی بریم.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اوج کار

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 1 مرداد 1395-02:08 ب.ظ

این روزا خیلی سرم شلوغه. تقریبا بصورت شبانه روزی دارم کار می کنم. این کار بیشتر البته هیچ فایده مادی و معنوی برام نداره. یعنی ارتباطاتم رو با چالش روبرو کرده. تو همین کار بیشتر، 1076 یه زیراب اساسی از من پیش 1034 زد. خوشبختانه جایگاه رفیعی ندارم که با زیراب زدن بخوام ضرر بزرگی بکنم، ولی یکی از اهداف تلاش بیشتر در کار، تشویق و تحسین دیگرانه.

1034 رو قبلا معرفی نکردم. معاون ب شرکت. از مسئولیت های مهم و از رفقای 1035 مدیر قسمت خودم. زیراب 1076 به نظرم با این قصد صورت گرفت که رابطه این دو نفر خراب بشه. یک حرفی زده میشه و افراد موضعی می گیرن و کل ماجرا تموم میشه، ولی بعد یه مدت اون افراد سر یه موضوع دیگه با هم یه اختلاف کوچیک و معمولی پیدا میکنن و بر خلاف موارد پیشین وقوع چنین اختلافی، این بار با هم بیشتر اختلاف پیدا میکنن. اختلاف بیشتر به ذهنشون میاد و حسش میکنن و به خاطر انتظارات قبلی و محرومیت نسبی (قبلا عالی بود ولی الان خوبه پس وضع بده) اختلاف شدت میگیره. دو ماه دیگه می بینی 1034 و 1035 سایه هم رو با تیر میزنن و هیچکی هم یادش نمیاد که یه روزی 1076 سر یه موضوع فوق‌العاده بی ارزش این اختلاف رو کلید زده.

این توالی مخرب رو چطور میشه تموم کرد؟ این ماشین فتنه رو چطور میشه متوقف کرد؟ چیزی زیادی به ذهنم نمیرسه. با دونستن وضعیت و درک مناسب اوضاع، عقل حکم میکنه که سکوت پیشه کرد و جلوی گسترش اختلاف رو گرفت. حساسیت زیاد بر کار 1076 میتونه باعث رفتاری از طرف من بشه که هیچ نفعی برای سازمان نداشته باشه. با این اوصاف علی رغم تمام بداخلاقی ها مجبورم که خستگی ناپذیر به همون روال سابق ادامه بدم.



نوع مطلب : زندگی من  اطرافیان من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نتایج دکترا (اصفهان)

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 31 تیر 1395-06:57 ب.ظ

بالاخره دکترا قبول شدم. دانشگاه اصفهان. بعد از سه سال مصاحبه دادن در دانشگاه تهران، امسال برای اولین بار به یه دانشگاه دیگه هم رفتم و قبولی کار چندان سختی نبود. اگه همون سال اول دانشگاه دیگه ای رو امتحان می کردم، الان داشتم روی تزم کار می کردم.

امسال هم اگر به همین دو جا قانع نمی شدم و چند جای دیگه هم می رفتم، الان شاید انتخاب دیگه ای هم داشتم. مرخصیام کم بود و الان کم مونده ازشون. البته دانشگاه اصفهان هم خوبه و فاصلش هم عالیه.

یه مقدار شک دارم که برم و این شک هم علت دیگه ای داره.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فیلمای سفری

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:پنجشنبه 10 تیر 1395-11:22 ق.ظ

تو این مدتی که زیاد در رفت و آمد بودم و خیلی سوار اتوبوس شدم، چشمم به فیلمای ایرانی باز شد.

بیچاره این راننده های اتوبوس که باید یه تعدا فیلم رو صد بار ببینن. هر وقت که دو بار سوار یه اتوبوس شدم، فیلمش دقیقا همون بوده و این یعنی اینکه یه فیلم رو حداقل بیست بار تو ماه می بینن. اونم چه فیلمایی.

البته بینشون فیلم متوسط و حتی فیلم خوب هم پیدا میشه. یه بار فیلم اینجا بدون من پخش شد. البته این فیلم برای سفرم به اصفهان بود. فک کنم کلاس راننده های اصفهانی بالاتر باشه. فیلم ساختار مطقی داشت، داستان خوبی داشت، احساسات و عواطف انسانی به خوبی توش نشون داده میشد، بازیگرها هم خوب بودن و هم خوب بازی کردن و در کل فیلم خوبی بود.

دو بار فیلم نقاب پخش شد. ما 10 سال پیشه این فیلم. کلیت فیلم خوب بود. یه فیلم هم دیدم حکم تیر. دقیقا فیلمفارسی بود. اینکه میگم به معنای صرفا منفیش نیستا. اتفاقا از یه نقطه نظراتی خیلی هم فیلمفارسی خوبی بود. الان فیلمایی که مسعود کیمیایی میسازه همش ژستن. یعنی فیلماش کپی همون زمانن. این فیلم حکم تیری که دیدم، یه مقدار امروزی شده بود و برا همین میشه گفت تجربه موفقی از ساختن فیلم لات و لوتی تو این دوره بود.

یه فیلم هم دیدم به اسم در مدت معلوم. اینم بد نبود. یعنی یه چیزایی داشت که بشه تحملش کرد. ولی بقیه فیلما ته داغون بازار بودن. این سیب هم برای تو یکی از این فیلما بود. تقریبا هیچ اتفاق منطقی تو این فیلم نمی افته. همه چیز به میل شخص اول می چرخه. اول فیلم یه دوست پسر داره، میلش میکشه که دوست پسرش مایه دار و باشخصیت باشه. در ادامه رابطش با این دوست پسره خراب میشه، میلش میکشه که آدم بی عرضه و بی پولی باشه. حالا میلش میکشه که پدرزن دوست پسرش (که پدر دوست خودشه) آدم پولداری باشه، همین اتفاق میفته. میلش میکشه که به این پدره نزدیک بشه، این اتفاق میفته. میلش میکشه که بشه مدیر یه مجتمع تجاری خفن و این اتفاق میفته. میلش میکشه که یه چک 100 میلیونی براش بکشن، این اتفاق میفته. میلش میکشه دوست پسر سابقش بیفته زندان، این اتفاق میفته. در عمل تمام افرادی که بهش میرسن، یا کلا آدم های احمقی هستن (مثل همون دوست پسره) و یا تو برخورد باهاش احمق میشن (مثل پدرزنه). من وقتی چنین فیلمی رو می بینم، به این فکر می کنم که این بازیگر ناشناخته چقدر برای این نقش پول داده. قابل باور نیست که اینقدر اتفاقات خلاف منطق تو یه فیلم جمع بشه. متاسفانه تو اتوبوس نمی تونی بزنی شبکه دیگه و حتی نمی تونی پاشی و صحنه رو ترک کنی.

یه فیلم دیگه هم پخش شد به اسم کالسکه. این فیلم به همراه فیلم قبلی (این سیب...) رو من حاضرم ببینم، ولی فقط به شرطی که برای هر کدومش حداقل دویست هزار تومن بهم بدن. فک کنم کسی که تو اداره سانسور وزارت ارشاد نشسته و فیلم رو دیده و گیر و گوراشو درآورده، به فرض اینکه کارمزدی بوده و فیلمی بهش حقوق داده باشن، با خودش گفته کاش نمی دیدم. تو این یکی فیلم، شما اراده میکنی و یه سوئیچ شاسی بلند میاد دم دستت. از کجا؟ شوهرت یه جایی داره شترمرغ پرورش میده، ده دوازده تایی شترمرغ داره که بزور ماهی دو تا تخم میکنن. پول تو اینجور فیلما به وفور هست. وقتی که پول در دسترس باشه، شخصیت ها چه گرهی دارن که برای باز کردنش تلاش کنن و داستان ساخته بشه. شاید فک کنید که سوژه های احساسی هم قابل طرحن، ولی در همون ها هم باید یه محدودیت هایی باشه که برای رفعشون یه کاری انجام بشه و داستان پدید بیاد. دو تا فیلم آخری، از زردترین و اتوبوسی ترین فیلمایین که تو عمرم دیدم. فکرشو بکنید که تو این مطلب، اسم چه فیلمایی رو کنار هم آوردن. خوشبختانه کسی زیاد راش به اینجا نمیخوره که از دیدن این اسامی که هم، حیرت کنه.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا هیچ‌چیز خوبی هم درباره مردان وجود دارد؟(2)

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 4 تیر 1395-09:32 ق.ظ

بالاخره کتاب چاپ شد. دیروز خبر رسید که کتابی که برای ترجمش زحمت زیادی کشیدم و بلکه برای چاپش بیشتر از ترجمش انرژی صرف کردم، بعد از مدتها انتظار به چاپ رسید. نزدیک دو سال دست ناشر بود. حقیقتا اذیت شدم. آدرس دادم که تعدادیش رو برام بفرستن. اسم مطالبی رو که با عنوان کتاب تو این وبلاگ گذاشتم، کمی تغییر دادم تا نشه از روی عنوان به این وبلاگ رسید. البته بعید می دونم که کسی این همه راهو بیاد. بعد از چند ویرایش کوچیک، عنوان ها رو درست می کنم باز.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بعدا اسم میزارم براش

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:شنبه 15 خرداد 1395-03:16 ب.ظ

از گرفتاری های داشتن وبلاگ اینه که همیشه در خطر لو رفتن تمام داشته ها و نداشته هاتون هستید.

آدم هایی که ممکنه به اینجا سر بزنن و از قضا بیرون از این فضای مجازی هم منو بشناسن و بر حسب اتفاق برام مهم باشه که چطوری دربارم فکر می کنن. اینا رو چکار میشه کرد.

یک راه حل میتونه این باشه که آدرس وبلاگ رو به هیچ کس ندم. این روش خیلی موثره، فقط یه ایراد داره. اطلاعاتی هستن که حکم رزومه ی من رو دارن. بعضی مشخصات هستن که طرف رو یکراست میارن اینجا. خوبیش اینه که چنین افرادی کمتر حوصله این جستجو رو دارن و از این نظر تقریبا خیالم راحته.

مساله دیگه اینه که اتفاقا یکی از مخاطبین اصلی این وبلاگ، دوستان و آشنایان هستن. همیشه در گفتن حرف هامون به دوست و آشنا، یک حدی از رازداری رو نگه میداریم. تو وبلاگ نویسی این محاله. در واقع، غیر از مخاطب اول این وبلاگ که خودم هستم، تقریبا هیچ کس دیگه ای رو نمیشه قابل دونست.

جلوی خودم که نمیتونم مرموز باشم.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سایت جهان نیوز

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:چهارشنبه 12 خرداد 1395-04:55 ب.ظ

سایت جهان نیوز (به مدیریت زاکانی) یکی از سایتاییه که بعضا مطالبش رو چک می کنم. به عنوان بلندگوی یک شخصیت سیاسی و صدالبته یک ذینفع، میتونه به شناخت فضای سیاست در ایران کمک کنه.

دو تا مطلب درباره مجلس و لیست امید (غالبا اصلاح طلب) نوشته که به نظرم خیلی متناقض باشن.

مطلب اول با این تیتر: اصلاح طلبان اکنون پاسخ دهند؛ چه کسی برنده انتخابات 7 اسفند بود؟!

 و خلاصه خبر: عضویت در لیست امید در انتخابات 7 اسفند بیشتر یک روش برای رای‌آوری بوده تا اینکه شاخصی باشد از گرایش‌های سیاسی واقعی انتخاب‌شوندگان.

مطلب اول با این تیتر: اصلاح‌طلبان مجلس و مسئله "کنترل از راه دور"!

و خلاصه خبر: می‌گویند "جوانند و بی‌تجربه، به بلوغ سیاسی نرسیده‌اند، نیازمند مجلس در سایه‌ایم، چیزی شبیه یک پدرخوانده"!

مطلب اول حاکی از عدم انسجام و هماهنگی در بین اصلاح طلبای مجلسه و این موضوع رو نشونه ای از شکستشون میبینه. مطلب دوم حاکی از انسجام و هماهنگی در بین اصلاح طلبای مجلسه و این موضوع رو نشونه ای از وابستگیشون به بیرون از مجلس.

به عبارت دیگه، اگر حزبی رای بدن، یعنی وابستن و داغونن و اگر حزبی رای ندن، یعنی منفعت طلبانه دنبال رای بودن. در هر حال حق باهاشون نیست.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این روزها

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:چهارشنبه 12 خرداد 1395-03:21 ب.ظ

امسال برای اولین بار، به دو مصاحبه برای قبولی نهایی در آزمون دکترا رفتم. اتفاقا طوری انتخاب کردم که قبولیم صددرصد باشه. یعنی یک دانشگاه تاپ (تهران) و یک دانشگاه متوسط تر (اصفهان) رو انتخاب کردم. اصفهان این مزیت رو داره که خیلی نزدیک تره و خستگی رفت و آمد کمتر اتفاق میفته.

هیئت رئیسه مجلس هم تعیین شد و ترکیب به نفع اصلاح طلبا شکل گرفت. لاریجانی به عنوان شخصیت جامع الطرفین و عنوان کسی که تو این سال ها خیلی گردش به چپ داشته، رئیس شد و اصلاح طلبا با وجود اینکه خیلیاشون چنین چیزی رو نمی خواستن، برنده اصلی ریاست لاریجانی هستن. بعد از ریاست، نائب رئیسی مهمترین سمت در مجلسه که هر دو نائب رئیس انتخاب شده بهترین انتخاب های ممکن برای اصلاح طلبا هستن. بقیه هیئت رئیسه با وجود اینکه اهمیت چندانی ندارن، ولی ترکیبی به ضرر اصلاح طلبا ندارن. اهمیت ترکیب مجلس بیشتر در دوره های دوم ریاست جمهوریه که میتونه به فضایی برای معرفی رئیس جمهور آینده تبدیل بشه.

تو این وضعیت، ممکنه بشه به این فکر کرد که روحانی رئیس جمهور یک دوره ای بشه. انتخابات مجلس نشون داد که چنین اتفاقی فقط در یک صورت رخ میده. رای نیاوردن اصولگراها و شکست مفتضحانه ای که از افراد شناخته نشده ی طرفدار روحانی خوردن، ممکنه سرعقلشون بیاره که شخصیت های محبوبی رو برای رای آوردن ندارن. بازگشت به احمدی نژاد. البته من حاضرم مبلغ زیادی رو بر روی پیروزی دوباره روحانی شرط ببندم. حضور احمدی نژاد اسمشو تقریبا برای همیشه از سیاست ایران حذف میکنه. به نظرم این شخصیت تحت هیچ شرایطی نصف به علاوه یکه آرا مردم رو نداره. اگر عقلانیت به خرج بده و بازگشتشو 4 سال به تعویق بندازه، تازه تبدیل به هاشمی 84 میشه. در دوره های 8 ساله، کاندیداها زیاد میشن و مهم رسیدن به دور دومه. رقیب احمدی نژاد در دوم برنده رقابته. چنین فضایی امکان رادیکالیسم رو افزایش میده. به خاطر اینکه در چنین شرایطی، رئیس جمهور شدن نیاز به 5 میلیون رای داره و تندروها (از هر دو طرف) کار سختی برای رسیدن به چنین رایی ندارن. همه این اتفاقات ممکنه طبق یک روال عقلانی رخ بده و هر جا یک رفتار غیرعاقلانه رخ بده، این روند یه وقفه ای میکنه و باز هم موتورش روشن میشه. مثلا عارف کاندید ریاست مجلس شد و در گرایش اکثریت مجلس به چپ وقفه ایجاد کرد، اما این وقفه چندان طول نمیکشه.



نوع مطلب : افکار من  زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آمار بازدیدها

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:شنبه 1 خرداد 1395-06:37 ب.ظ

آمار وبلاگم رو که می بینم، اغلب تعجب می کنم. مثلا طی روزها و هفته های اخیر همیشه بر طبق یک الگوی خاصی میزبان مخاطبینش بوده. مثلا نمودار بازدیدکننده هاش از نقطه صد مشاهده در روز بالاتر نرفته. ولی دیروز رکورد بازدید رو شکونده و رسیده به 451.

همیشه تو یک موقعیت های خاص یکدفعه ای بصورت انفجاری میره بالا. احتمالا یک نفر وارد وبلاگ میشه و صفحات زیادی رو باز میکنه. این البته خیلی محتمل نیست. چون تقریبا هیچکدوم مطالبم ادامه مطلب ندارن و همش تو همون صفحه اصلی وبلاگ هست. صفحه وبلاگ شامل ده مطلب آخر میشه که خوندن همون ها هم خیلی وقت گیره و بعیده که حوصله داشته باشه که بازم بخونه. بهترین سایت های جهان هم اینقدر جذابیت ندارن. اما در صورتی که یه نفر این حوصله رو داشته باشه، باز هم با یک کلیک به صفحه دوم رفته و ده مطلب بعدی رو میخونه و ایندفعه دیگه تقریبا محاله که همین روند رو ادامه بده. زندگیشو بزاره کنار تا بفهمه که اینجا چه خبره.

نهایتا حتی اگر چنین اتفاقی بیفته هم در کل میتونه 10 تا بازدید رو ثبت کنه. تازه اگر سیستم آی پی در اینجا وجود نداشته باشه.

از طرف دیگه برام جالبه که اکثرا مطالب شخصیم بیشتر باعث افزایش بازدید میشه. وقتی یک مطلب عمومی میزارم که خودم احتمال میدم برای دیگران جذابیت داشته باشه و به اینجا بکشدشون، برعکس بازدیدها خیلی تغییر نمی کنه. ولی یک مطلب شخصی درباره عالم شخصی خودم باعث میشه که بازدیدها برن بالا. تقریبا همیشه رکوردهای بازدید در روزهای بعد از انتشار مطالب شخصی زده شده.

البته اینقدر مطالب این وبلاگ زیاد شده که یک آمار ثابتی رو همیشه داره.

باید بگردم و ببینم که شاید یک لینکی به وبلاگم داده شده باشه و یا اینکه بعضا مطالبی با ذکر منبع ازش کپی میشه.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مصاحبه سوم

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 24 اردیبهشت 1395-10:07 ق.ظ

مصاحبه دکترای امسال رو هم بالاخره انجام دادم. باز هم اساتید راضی و نظراتشون امیدوارکننده و این بار با رزومه ای نسبتا خوب. دو امتیاز مقاله آوردم، یک امتیاز ترجمه کتاب و امتیازات بهتری هم برای معدل هام دادن. با این وجود، آزمون کتبی رو خوب ندادم. باید دید که این موضوع چقدر تاثیر میزاره.

امسال نتیجه کنکور سازمان سنجش تاثیری در قبولی نهایی نداره. این به ضرر منه. شانس دیگه ای که دارم اینه که افراد کمتری به مصاحبه دعوت شدن. سیستم ترازبندی باعث شد که خیلیا حذف بشن. فکر نکنم که مجموعا بیشتر از 15 نفر به مصاحبه سیاستگذاری اومده باشن. در کل 8 نفر (5 روزانه و 3 شبانه) پذیرفته میشن. یعنی شانس آدم بطور معمولش، بالای 50 درصده. از طرفی، خیلی از کسایی که اومدن هم برای انتخاب چندمشون بود. قبولی در انتخاب قبلیشون به معنای عدم قبولی در اینه. یعنی یکجورایی میشه گفت که قبولی بطور صددرصده.

همه این حساب و کتاب ها به کنار، قبولی به شرطیه که اراده بر علیه قبولیم نباشه. دیگه داره باورم میشه که رشته علوم سیاسی خوندم. انگار که یک روند بررسی صلاحیت در حاشیه مصاحبه جریان داره و قشنگ دارن جلوم وایمیسن. علتش رو نمی دونم. چرا جاهای دیگه وای نمیسن پس؟ شاید افرادی که باید پذیرفته بشن، از قبل معلوم شدن. فکر نمیکنم اساتید دلیلی برای تظاهر داشته باشن. صاف به آدم میگن که قبول نمیشی. عدم قبولی رو نمیشه به نمره اساتید ربط داد. خصوصا امسال که دیگه یزید هم قبولم میکرد. آدمی که دو بار پشت در بمونه، بار سوم راهش میدن. خصوصا که علاقم رو اثبات کردم.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :40
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات