خودافشایی های امیر

ریاکاری در عشق

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:دوشنبه 12 اسفند 1398-12:47 ب.ظ

تا حالا تجربه ریاکاری در عواطف و عشق رو نداشتم. ولی این اشتباهه. این تجربه رو داشتم ولی درکش نکردم. افراد مختلفی در روزهای مختلفی بهم ابراز علاقه کردن و واقعاً هم باورم شده. از بین تمام این افراد حتی یک نفرشون هم الان نگرانی درباره کرونا گرفتنم نداره. یعنی واقعاً یک روزی طرف بهم میگفته قربونت برم و بدون تو نمی تونم زندگی کنم و حالا مرگ و زندگی من هم براش مهم نیست.

 یه مواقعی بر اثر تنفر چنین چیزی پیش میاد. عشق یک روزی به تنفر تبدیل میشه. ولی تو روابط من که اثری از تنفر نبوده. مثلا هیچوقت دنبال سوءاستفاده نبودم. تمام شدن روابطم معمولاً با احساس ناراحتی از دو طرف همراه بوده ولی در صورت وجود احساس، کار به تنفر کشیده نشده.

یه مواقعی تو رابطه با یک نفر هستی. در این صورت اخلاقاً توجیه داره که چیزی تو دلت نباشه از شخص دیگه‌ای. ولی این که همیشگی نیست. دوست داشتن هم حسی نیست که یه روز باشه یه روز نباشه. این یعنی ریاکاری. من چقدر آدم ساده ایم که با افرادی از استان های مختلف وارد رابطه شدم و این رو نفهمیدم. چند روز پیش داشتم بررسی می کردم که با چه استان هایی وارد رابطه شدم. خوزستان، تهران، آذرباییجان، اصفهان، کرمان، فارس و ایلام رو تا الان درگیر کردم. با تمام اینها بازم هم از این نظر احمق محسوب میشم. مثلاً تو یه مراحلی احساس ترحم دارم و...



نوع مطلب : زندگی من  اطرافیان من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کرونا

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 9 اسفند 1398-08:22 ق.ظ

کرونا زندگی مونو فراگرفته. کوچیک ترین اشتباه توسط هر شخصی میتونه منجر به زنجیره ای از مبتلایان به این ویروس مرگبار بشه.

دوست دارم همش تو رختخوابم و در حالت خواب باشم. نوعی قرنطینه. ولی از فردا دوباره باید برم سر کار و اونجا هم تنها که نمی تونم بشینم. مدیریت درستی هم که نمیشه کشور. البته با تعطیلی مدارس و... احتمال مهارش هست.

یک هفته دیگه مشخص میشه که تو چه بحرانی هستیم. ای کاش آمار درستی داده میشد تا با نمودارها بفهمیم در کجای بحران قرار گرفتیم. چین بحران رو سپری کرد و از چند روز پیش، تعداد افراد مداوا شده در هر روز از تعداد مبتلایان جدید بسیار بیشتر شده. اگر این موضوع به صورت درصد بیان بشه، تفاوت این دو عدد بیشتر هم درک میشه و درستش هم همینه.

تعداد مرگ و میر بر اثر کرونا هم به شدت رو به کاهشه. باز هم اگر بر اساس درصد بیان بشه، ممکنه گویاتر باشه.

تعداد مبتلایان جدید در خارج از چین بیشتر از تعداد مبتلایان جدید در داخل چینه. احتمالا تا دو هفته آینده، چین تقریبا به وضعیت عادی بر میگرده. ولی ایران به مرکز دوم کرونا تبدیل شده. با تعطیلی بعضی اماکن و... احتمال رفع بحران در ایران هم هست. کیت های تشخیص اگر بیشتر بشن و مراکز قرنطینه بیماران اگر درست عمل کنن، با رعایت شخصی می تونیم امیدوار باشیم که تا دو هفته آینده از پیک اپیدمی رد شدیم و وارد دوران آرامش شدیم.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کرونا؛ گرفتن یا نگرفتن!

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:چهارشنبه 7 اسفند 1398-10:05 ق.ظ

امروز روز جالبی برام بوده. این اتفاق از دیشب قبل از خواب رخ داد. اینقدر اعصابم بهم ریخته بود که تو یه لحظه به خودم گفتم کاش کرونا بیاد و مبتلا بشم. حداقلش این بود که ابتلا یا عدم ابتلا برام علی السویه شد. کرونا گرفتن یا نگرفتن؟؛ مساله این است. نمی دونم چرا ولی آرامش تو زندگیم شکل نگرفته.

امروز داشتم با حمید دارمی یکی از راننده های شرکت که مدتیه باهاش صمیمی شدم، حرف میزدم. بحث به سیستم دفع بدن کشید. این حرف رو گفتم که دفع بدنم در مقاطع خاص مشکلاتی داره. نشستیم و احتمالات مختلف رو بررسی کردیم. در نهایت به نتیجه جالبی رسیدم که این مشکل از ضعف اعصابه. پیام های عصبی مرکزی بدنم مشکلاتی داره.

چند مدتی هست که دندون قروچه زمان خوابم تبدیل به مساله شده. وقتی در روابط عاطفی میرم و فرد معطوف اذیتم میکنه، این دندون قروچه شدت پیدا میکنه. احتمالا واکنش های بدنی دیگه ام در حال رخ دادن باشه که ازشون خبر ندارم. سیستم دفع کشف جدیدی درباره خودمه.

این مشکل در اتفاقات بیرونی نیست. این اتفاقاتی که تو این مدت برا من رخ داده، برا هر شخص دیگه ای هم شاید و احتمالا حتما رخ داده و میده. اتفاقات اخیر اینقدر بزرگ نیست که آدم رو اینطور از پا بندازه. مشکل در ضعف درون منه. چرا باید اینقدر ضعیف باشم که اینطور بدنم در مقابل کوچیک ترین ناملایماتی از پا بیفته. این مشکل اونقدر من رو داغون کرده که از زندگی سیر شدم. برای شروع هر رابطه عاطفی مردد بودم. ولی الان فهمیدم اوضاع از چه قراره. برنامه درمان هدفمند رو شروع میکنم. یه سری دمنوش باید تهیه کنه و... . البته اگر کرونا قبلش منو از پا درنیاره.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رکوردهای زندگی

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 6 بهمن 1398-08:37 ق.ظ

تمام زندگیم رو دویدم و کمتر از تلاشم نصیبم شده. همیشه رکوردهام رو دستکاری کردن. دونده ای که سریع تر از همه بده و بیشترین استقامت رو داشته باشه هم اگر رکوردهاش رو خراب کنن ناامید میشه. همیشه یه مواقعی پیش میاد که آدم دست از تلاش میکشه. به خودش میگه این دیگه آخریش بود. این اتفاق بارها و بارها برای من افتاده. ولی خیلی طول نمیکشه که بلند میشی و دوباره روز از نو روزی از نو. و باز هم تلاش و باز هم رسیدن به خط پایان و باز هم ناامیدی. من که دیگه عادت کردم. اینقدی که دیگه ناامیدی برام معنای خودش رو از دست داده. صرفاً یه حالت زودگذر ناپایداره. دیگه عادت کردم به این رکوردهای خراب شده. دارم میشم صاحب رکورد رکوردهای خراب شده



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این روزا

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:دوشنبه 2 دی 1398-12:49 ب.ظ

اتفاقات زندگی هیچ وقت شور و حرارتش رو از دست نمیده. گاهی اوقات وقتی سریال می بینیم، از ریتم کند یا تندش گله می کنیم. مثلا سریال فرار از زندان رو که می دیدم، جریان سریع اتفاقات خیلی توی ذوق میزد. تو بعضی قسمت ها شخصیت های اصلی چند بار دستگیر و آزاد میشدن. البته کاملاً حرفه ای ساخته شده بود. برعکس سریال های ایرانی جریان اتفاقات به شدت کنده. خلاصه اینکه اگر وارد این وبلاگ بشید و بخش زندگی من رو بزنید، با توجه به اینکه زمان انتشارشون رو دقت نمی کنید، جریان تندی از وقایع از جلوی چشمتون می‌گذره. تازه نمی دونید که خیلی وقته که دیر به دیر به اینجا سر می زنم.

الان دارم واحدهای کلاسی مقطع دکترامو تمام می کنم. دو ترمی هم مرخصی تحصیلی گرفتم. تو مراحل ازدواج هستم. با دختری آشنا شدم و دیگه داریم مراحل خواستگاری رو طی می کنیم. بعداً بیشتر معرفیش می کنم. اگر جریانات اتفاقات تو همین دو موضوع رو ببینید، مجموعه بزرگ و پیچیده ای از حوادث از جلو چشمتون رد میشه. شرکت محل کارم تا مرز ادغام با یه شرکت دیگه رفت و برگشت. همکارای هم دفتریم چندین و چندبار عوض شدن. خلاصه اینکه هزار و یک اتفاق ریز و درشت داره می افته. اینقدری که اراده می کنم بیام اینجا و از خودم بگم، تو همون اثنا یه ماجرای مهم دیگه رخ میده. تازه اینا مال بخش "زندگی من"ه. هزار و یک اتفاق می افته که دربارش نظر دارم و چه جایی بهتر از اینجا برای اندیشیدن با خود.

دستیار صوتی وبلاگ رو که دیدم امیدوار شدم که دیگه نوشتن نیاز نیست. ولی بعدش دیدم که اگه بخوام حرف بزنم و نوشته بشه، شبیه دیوونه ها میشم. یه نفر که انگار داره با خودش حرف میزنه. مخصوصاً که متن ها محاوره است. کی حوصله داره تو این فضای خودمونی لفظ قلم صحبت کنه. اصلاً اونطوری مگه خوندن داره.

وبلاگ داره تبدیل میشه به یه سنگ قبر که هر از گاهی میام و یه دستی گرد و خاک نشسته روش می کشم. سریال زندگی اما هر روز هیجان انگیزتر از قبل پیش میره.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گزارشی از یک ارائه

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 1 دی 1398-10:34 ق.ظ

ارائه ای که در ذیل موضوع کلاس توسعه صورت گرفت، به این پرسش پرداخت که ارتباط فرهنگ و توسعه از چه منظر و بر اساس چه شیوه است؟ اصولاً کدامیک بر دیگری تقدم دارد؟ آیا توسعه بر عوامل فرهنگی تاثیر می‌گذارد (فرهنگ توسعه یافته) یا آنکه فرهنگ باعث توسعه یا عدم آن می شود؟ ضمن اینکه پرداختن به این سوالات در فرصت کوتاه یک ارائه ی چند دقیقه ای امکانپذیر نیست، اصولاً نیز کار بیهوده ای از دست یافتن پرسش تقدم مرغ و تخم مرغ را تداعی می کند. در واقع آنچه اهمیت بیشتری نسبت فلسفیدن در این حوزه دارد، درک چگونگی روندها و تلاش برای تاثیرگذاری بر آنها است.

لذا ارائه را به بررسی موردی تر تبدیل کردم. بررسی عوامل شخصیتی و فرهنگ فردی و ربط آن به توسعه. علاوه بر این شواهد (فکت های) مورد نظر نیز محدود شد. در چنین تحلیل هایی رجوع به فرهنگ عامه و نکته یابی های پرجزئیات از آن روشی است که بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهشگری با بررسی ضرب المثل ها به واکاوی انقلاب مصر می پردازد و دیگری ادبیات فرانسه را در قرن 19 بررسی می نماید. تحقیقات اینچنینی نمایی نزدیک از فرهنگ مورد بحث به ما نشان می دهد.

با توجه به تمام آنچه گفته شد، آثار مهران مدیری کارگردان طنزپرداز در مرکز توجه قرار داده شد. سوال اصلی که مورد بررسی قرار گرفت این بود که چه اخلاقیاتی و تحت چه شرایطی به ساخت شخصیت توسعه‌خواه می انجامد؟ تلاش این بود که از سطح کلیات فراتر رفته و صرفاً مادی‌گرایی و ترقی‌خواهی به عنوان ارزش های شخصیت توسعه‌خواه نشان داده نشود. فرضیه این بود که این ارزش ها اگر شرط لازم باشند اما مطمئناً شرط کافی نیستند. برای نمایان کردن این موضوع لازم بود تا فرهنگ عامه را بررسی و افرادی را نشان داد که شرط لازم را دارند ولی به هر دلیلی آن چیزی نیستند که از شخصیت توسعه‌خواه می طلبیم. از همین رو بود که مهران مدیری برگزیده شد. نکته خاص این شخص و آثار نمایشی وی، پرداختن به همین تناقض است.

از کوچکترین کارهای مهران مدیری تا بزرگترین و طولانی‌ترین آثارش همه به جنبه‌ای از این تناقض می پردازد. مثلاً افراد تازه‌به‌دوران‌رسیده در لباس های مختلف از مجریان و دست اندرکاران شبکه های ماهواره ای تا پزشکان به نمایش در می آیند. تمام این شخصیت ها یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه بر خلاف ظاهر شیک و آبرومندشان، به طرز خنده آور و بعضاً مشمئزکننده ای کهنه و نالایقند. مهران مدیری راه های میان بر ترقی را به نمایش در می آورد. افراد ترقی خواه در جامعه ی رانتی با ثروت های نفتی و... با تمام مادی گرایی شان نه تنها کمکی به توسعه نمی کنند، بلکه در مواقعی سد راه آن نیز می‌شوند.

برای مشاهده ی فکت های نمایشی تلاش شد تا سکانس هایی از آثار این فیلمساز ارائه گردد. لیکن فارغ از اینکه چه اندازه زمان اجازه چنین کاری را می داد، تحصیل حاصل می نمود؛ چراکه به سختی می توان شخصی را در این کشور یافت که با خواندن این متن، شواهد مورد اشاره بطور واضح در ذهنش تداعی نشود.



نوع مطلب : افکار من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کپی پیست

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:جمعه 7 تیر 1398-11:00 ب.ظ

تصمیم دارم مدتی هم به کپی پیست مطالب دیگه در اینجا بپردازم. یعنی لازم نیست دیگه قصه خودمو و افکارمو اینجا بازگو کنم. در واقع کپی پیست مظهر افکاریه که دیگران به جای من زحمتش رو کشیدن.


الان تست کردم دیدم که میشه حرف بزنی و در اینجا مثل آن تایپ بشه.

خیلی هم عالی. با این قابلیت فکر کنم این وبلاگ یه خورده بشه دستی به سروروش کشید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سقف بتنی

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 26 اسفند 1397-11:25 ق.ظ

مدتهاست که به اینجا سر نزدم. هر وقت هم که خواستم سر بزنم، نمی دونستم چطور سر صحبت رو باز کنم. اصلاً همین که باید بیام و درباره این غیبت طولانی مدت توضیح بدم، باعث میشه نیام و وبلاگ تبدیل بشه به یه محرم اسرار متروکه. بعضی مواقع هم میام و این بازگشت رو هم می نویسم ولی بعدش باز هم جدا میشم یا وقت نمیشه یا حوصلشو ندارم یا هر چیز دیگه.

این بار این اشتباه رو نمی‌کنم و مستقیم میرم سر اصل مطلب. چه مستقیمی که اینقدر طول کشید. اونم تو اوج بی‌حوصلگی من.

دوست دارم درباره اطرافیانم بنویسم. محیط کار. دنیایی از آدم هایی که هر کدوم دنیایی برای خودشون هستن. می بینم اینقدر زیاده که شرحش در این دفتر نمی گنجه. اصلاً در هفت مجلد هم به نگارش درآوردنش، کار ساده‌ای نیست. از طرفی بعضی مواقع چنان از آدم هایی به جوش میام یا چنان سر ذوق میرم که نمی تونم سکوت کنم. یک سنگ صبور و محرم اسرار میخوام که بهم نزدیک باشه و چه کسی از خودم به خودم نزدیکتر.

بدبختیش اینه که نمیام بعداً اینا رو بخونم. چند وقت پیش نشستم هر چی درباره اطرافیانم قبلا نوشته بودم رو پاک کردم. اصلاً چه اهمیتی داره که فلان کس در فلان زمان چه کرده. آدما از صفحه خاطرات پاک میشن و اکثرا اینقدر ارزش ندارن که بخوام به هر قیمتی نگهشون دارم.

ولی بعضی مواقع، رفتار آدم‌ها رو باید نوشت. نه به خاطر خودشون، بلکه به خاطر تشریح وضعیتی که درش هستم و این وضعیت همیشه باید یادم باشه.

بگذریم.

متوجه شدم مدیرعامل شرکتی که توش کار می‌کنم، از مدیر قسمت خودم خواسته بوده که به هر راهی شده، مانع ادامه تحصیلم بشه. این موضوع طی یک بحث از دهن مدیر مربوطه خارج شد و فهمیدم. شاید ندونید که چنین نسبتی به این مدیرعامل یه مقدار حالت مضحک داره. یعنی اگر به یکی از کارکنان شرکت بگم، خیلی باید خنگ باشه که اینو یه سر کاری بی مزه ندونه. یکی تو مایه های آقای ظاهری که شما نمی‌شناسید (خلاصه بگم که خنگ ترین آدمی که می تونید با مدرک فوق لیسانس تصور کنید) این رو باور میکنه. خیلی از جنبه طنز، خیلی عجیبه که مدیرعاملی با این سابقه و این قدرت و در سال های واپسین خدمتش با شخصی کم تجربه و بی‌ادعا که آسته میاد آسته میره که گربه شاخش نزنه، اینجور سر ناسازگاری بزاره. کلا شاید 5 بار دیده باشمش و اصلا ارتباط چندانی میان ما پیش نیومده. از نظر منطقی، هیچگونه رقابتی قابل تخیل نیست. شاید چشم انداز 20 سال بعد رو ببینه که باز هم جنبه طنز ماجرا پررنگ میشه. شاید ندونید که تقریباً نیمی از کارکنان شرکت در حال تحصیلن و تقریباً همه شون حداقل یکی از مدارک تحصیلیشون رو در دوره پس از استخدام گرفتن.

شاید منم مثل خیلی های دیگه بدم نیاد کمی تیریپ مظلومیت بگیرم و با آه و ناله بخوام خیلی ناکامی های الان و آیندم رو با دلایلی این چنینی توجیه کنم. ولی الان یک وضعیت کاملاً واقعی رو دارم ذکر می‌کنم. سقف شیشه‌ای در کار نیست. یک سقف بتنی درست مماس بر لایه بیرونی سرم قرار گرفته. نخیر. کمی پایین‌تر. در واقع لازمه که به صورت خمیده قدم بردارم. شبیه کسی که در یک غار داره قدم میزنه.

وقتی کسی که هیچ تعارض منافعی باهام نداره، از تمام قدرتش استفاده می‌کنه تا از مسیر سخت و ناهموار زندگیم رو سخت‌تر کنه، چه نظری میشه درباره افرادی که احتمالاً سودشون در ضرر من باشه، داد. از طرفی حیرت انگیزه که چطور در این وضعیت کویری، هنوز شاخه هام زرد نشده. شاید من یک کاکتوس باشم



نوع مطلب : اطرافیان من  زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فیفا 18

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 16 اردیبهشت 1397-09:10 ق.ظ

اثری که پلی استیشن تو زندگیم گذاشته، هیچ کدوم از وسایل دیگه اطرافم نذاشته.

الان تصمیم گرفتم که اصلاً ازدواج نکنم. یعنی میزان اعتیادم به این دستگاه اینقدر شده.

البته خصوصیتی که در خودم تشخیص دادم، استعداد معتاد شدنه. واقعاً شانس آوردم که بستر برای اعتیادهای بنیان برافکن مهیا نبوده. تخمین خودم اینه که اگر مثلاً به مورفین اعتیاد پیدا کنم، در کمتر از دو هفته سنگ‌کوب می کنم. یا اگر تریاکی می شدم، کمتر از یک ماه باید جنازمو از کنار کوچه ها جمع می کردن.

وقتی برای اولین بار گوشی اندروید گرفتم دستم، تقریباً 10 ساعت از شبانه روز رو مشغولش بودم. الان تو مقطعی که تلگرام فیلتر نبود، به یک ساعت هم نمی رسه البته. به نوعی اینقدر شورشو در میارم که دلمو میزنه.

تقریباً همه چیز رو ترک می کنم. یعنی همونقدر که خوب معتاد میشم، خوب هم ترک می کنم.

الان بازی فیفا 18 رو گرفتم و سخت مشغولشم. نسبت به فیفا 17 خیلی تغییر کرده. می تونم بگم که لذت فوتبال واقعی رو حس می کنی. مثلاً یک پاس تو عمق میدی و بازیکن سرعتیت میلیمتری میرسه به توپ. تو فیفا 17 تقریباً محال بود چنین چیزی. مشخص بود که این پاس توسط دفاع دفع میشه. تو فیفا 18، دفاع به این کاردرستی نیست. مهاجم سرعتی تو کورس می تونه ازش جلو بزنه و مثل دنیای واقعی، ممکنه این مهاجم دو سه قدم هم عقب تر باشه حتی.



نوع مطلب : زندگی من 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بازگشت

تاشنده :امیر حافظ
تاریخ:یکشنبه 2 اردیبهشت 1397-11:31 ق.ظ

این چند وقته خیلی چیزها تو ذهنم می گذشت که می خواستم بیام اینجا بنویسم

بدبختی اینکه همون موقعی که میشینی پشت سیستم و این سایت رو باز می کنی، همش از سرت می پره

فعلا این توئیت رو داشته باشیم تا ببینم کدوم مطلب برمی گرده و اینجا ذکر میشه




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :40
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic